حكمين را براى اين مردم پيش آوردند خبث نيّت داشتند » .
مردى از انصار به او گفت « 23 » : اين چه پراكندگى است كه در بارهء تو به من رسيده است ؟ ! هيچ كس از امّت همچون تو در نظم امور نبوده ، پس اين اختلاف و پراكندگى چيست ؟
فرمود : من همان رفيق توام كه مىشناسى ، ولى من گرفتار خبيثتران خلق خدا شدهام « 24 » . از آنان مسألهاى را مىخواهم ولى ابا مىكنند ، و اگر طبق خواستهء آنان تابع ايشان شوم از اطراف من پراكنده مىشوند .
روايت از كتاب سليم :
1 . بحار : ج 8 قديم ص 227 .
2 . بحار : ج 33 ص 321 ح 567 .
روايت با سند به سليم :
1 . كتاب المحتضر طبق نقل بحار : ج 8 قديم ص 228 .
روايت از غير سليم :
1 . نهج البلاغة : ص 91 .
2 . كتاب صفين نصر بن مزاحم : ص 520 .
هامش
( 23 ) « الف » خ ل : دوستى از انصار با آن حضرت ملاقات كرد و گفت .
( 24 ) « ب » : فرمود : من على بن ابى طالبم ، من همان رفيق تو هستم كه مىشناسى ، ولى من با مردمان خبيثى مورد امتحان قرار گرفتهام .