كسى جز من و همسرم و دو پسرم را همراه نياورد ؟
گفتند : آرى به خدا قسم .
على عليه السّلام در خيبر
( 1 ) فرمود : آيا مىدانيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پرچم خيبر را بدست من سپرد و فرمود : « فردا پرچم را بدست كسى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش او را دوست مىدارند ، ترسو و فراركننده نيست و خدا خيبر را بدست او فتح مىكند » ؟
گفتند : آرى به خدا قسم .
على عليه السّلام در ابلاغ سورهء برائت
( 2 ) فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرا براى ابلاغ سورهء « برائت » فرستاد ، و غير مرا ( كه ابو بكر بود ) برگردانيد بعد از آنكه او را فرستاده بود « 14 » ، و اين بخاطر وحى الهى بود كه فرمود : خداوند علىّ اعلى مىفرمايد : « از جانب تو كسى حق رساندن پيام ندارد مگر كسى كه از خودت باشد » ؟
گفتند : آرى به خدا قسم .
على عليه السّلام در شدائد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
( 3 ) فرمود : آيا اقرار مىكنيد كه هيچ كار مشكلى براى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پيش نيامد مگر آنكه بخاطر اطمينانى كه به من داشت مرا در آن موارد پيش مىفرستاد . و هيچ گاه مرا به اسم صدا نزد ، بلكه مىفرمود : « اى برادرم » و يا « برادرم را به نزد من فراخوانيد » ؟
گفتند : آرى به خدا قسم .
هامش
( 14 ) در بحار : ج 35 ص 295 از امام صادق عليه السّلام چنين روايت كرده است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سورهء برائت را بدست ابو بكر فرستاد تا در موسم حج براى مردم بخواند . جبرئيل نازل شد كه : « از جانب تو جز على حق ابلاغ ندارد » . آن حضرت ، على عليه السّلام را فرا خواند و دستور داد تا بر شتر عضباء سوار شود و خود را به ابو بكر برساند و سورهء برائت را از او بگيرد و در مكه براى مردم بخواند . براى تفصيل بيشتر به بحار : ج 35 ص 284 باب 9 ، و الغدير : ج 6 ص 341 مراجعه شود .