مىكنند تا ما را بد جلوه داده باشند و بر ما دروغ ببندند و با سخنان باطل و دروغ به سردمداران و قاضيان خود تقرب جويند « 38 » .
اوج اين مطلب و كثرت آن در زمان معاويه بعد از وفات امام حسن عليه السّلام بود ، كه شيعيان در هر شهرى كشته شدند و دست و پاى آنان قطع گرديد ، و با هر تهمت و گمانى در بارهء محبّت ما و وابستگى به ما بدار آويخته شدند « 39 » .
اين بلا همچنان تا زمان ابن زياد بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام شدت مىگرفت و بيشتر مىشد « 40 » .
سپس حجاج آمد و شيعيان را به انواع كشتن و به هر گمان و تهمتى بقتل رسانيد تا آنجا كه اگر به كسى « كافر » يا « آتش پرست » مىگفتند برايش محبوبتر از آن بود كه به او « شيعهء حسين صلوات اللَّه عليه » گفته شود .
4 تاريخچهاى از جعل و تحريف احاديث
نگاهى به جعل احاديث
( 1 ) چه بسا شخصى كه از او به نيكى ياد مىشد - و شايد واقعا هم پرهيزكار و راستگو بود - مىديدى كه احاديث عظيم و عجيبى در بارهء فضيلت بعضى از سردمداران گذشته نقل مىكند كه خداوند هيچ يك از آنها را خلق نكرده است « 41 » . او گمان مىكند آنها حق
هامش
( 38 ) « د » : و از قول ما آنچه نگفتهايم و دستور ندادهايم را نقل مىكنند تا ما را نزد مردم مبغوض نمايند و در نتيجه مردم ما را ترك كنند و از ما بيزارى بجويند .
( 39 ) عبارت در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد چنين است : و هر كس بعنوان محبت و وابستگى به ما از او ياد مىشد زندانى مىگرديد يا مال او به غارت مىرفت يا خانهاش ويران مىشد .
( 40 ) « ب » : سپس بلا همچنان در زمان معاويه و يزيد تا بعد از شهادت امام حسين عليه السّلام شدت مىيافت و بيشتر مىشد .
( 41 ) « ب » : كه خداوند هيچ فضيلتى در ايشان خلق نكرده است .