به وجب و ذراع به ذراع و باع به باع « 65 » كارهاى آنان را انجام خواهند داد ، تا آنجا كه اگر داخل سوراخ حيوانى « 66 » شده باشند اينان نيز همراه آنان داخل مىشوند . تورات و قرآن را يك نفر از ملائكه در يك ورق « 67 » با يك قلم نوشته است ، و مثلها و سنّتها ( در آنان و اينان ) به يك صورت جارى شده است .
روايت از كتاب سليم :
1 . منهاج الفاضلين ( نسخهء خطى ) : ص 259 .
2 . بحار : ج 28 ص 23 .
3 . بحار : ج 28 ص 54 .
4 . بحار : ج 28 ص 261 .
5 . بحار : ج 43 ص 197 ح 29 .
6 . بحار : ج 81 ص 256 ح 18 .
7 . بحار : ج 92 ص 40 .
8 . بحار : ج 8 قديم ص 242 .
9 . عوالم العلوم ، جلد حضرت زهرا عليها السّلام : ص 220 ح 2 .
10 . مدينة المعاجز : ص 132 .
11 . كفاية الموحدين : ج 2 ص 230 .
روايت با سند به سليم :
1 . كتاب بهار ( حسين بن سعيد ) به روايت ابن طاوس در كتاب اليقين : باب 115 .
2 . روضه كافى : ص 343 ح 541 .
3 . احتجاج طبرسى : ج 1 ص 105 .
4 . اثبات الوصية ( علامه حلى ) : ص 7 .
5 . المحتضر : ص 60 .
هامش
( 65 ) « ذراع » به اندازهء آرنج تا سر انگشتان و « باع » از شانه تا سر انگشتان است . اين كلمات كنايه از شدت مشابهت است و مىتوان گفت : منظور از وجب و ذرع و باع ، كارهاى كوچك و متوسط و بزرگ است يعنى در هر كارى پيرو آنان مىشوند .
( 66 ) كلمهء « جحر » به معنى سوراخى است كه حيوانات درنده بعنوان خانه براى خود مىكنند . منظور اين است كه اگر آنان كارهاى خطرناكى مثل وارد شدن به لانهء حيوانات درنده انجام داده باشند اين امت نيز خواهند كرد .
( 67 ) كلمهء « رقّ » به معنى صفحهء سفيد و نيز به معناى پوست نازكى كه روى آن مىنويسند آمده است . در نسخهء « ب » تورات و انجيل و قرآن ذكر شده است .