فرستادهء ابو بكر رفت و آنچه حضرت فرموده بود به او خبر داد . سلمان مىگويد : آن روز را هم در بارهء او سكوت كردند .
كمك خواهى اصحاب كساء از صحابه براى بار چهارم
( 1 ) شب هنگام كه شد على عليه السّلام حضرت زهرا عليها السّلام بر چهارپايى سوار كرد و دست دو پسرش امام حسن و امام حسين عليهما السّلام را گرفت ، و احدى از اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را باقى نگذاشت مگر آنكه در منزلشان نزد آنان رفت ، و حقّ خود را براى آنان يادآور شد و آنان را به يارى خويش فرا خواند . ولى هيچ كس جز ما چهار نفر او را اجابت نكرد . ما سرهايمان را تراشيديم و يارى خود را مبذول داشتيم ، و زبير در ياريش از همهء ما شدّت بيشترى داشت « 16 » .
3 شهادت حضرت زهرا عليها السّلام
نقشهء حمله به خانهء حضرت
( 2 ) وقتى على عليه السّلام خوار كردن مردم و ترك يارى او را ، و متحدشدنشان با ابو بكر و اطاعت و تعظيمشان نسبت به او را ديد ، خانهنشينى اختيار كرد .
عمر به ابو بكر گفت : چه مانعى دارى كه سراغ على بفرستى تا بيعت كند ، چرا كه كسى جز او و اين چهار نفر « 17 » باقى نمانده مگر آنكه بيعت كردهاند .
هامش
( 16 ) از آنجا كه گويندهء اين سخن سلمان است و او زبير را خوب مىشناسد چنان كه در آخر همين حديث تصريح شده است ، لذا شايد مراد سلمان شدّت و حرارت فوق العادهء زبير در اين مسأله است كه در همين حديث نمونهء آن ذكر خواهد شد .
( 17 ) « د » : جز اهل اين خانه و اين چهار نفر .