شدند ، و اوّلين كسانى كه با او بيعت كردند مغيرة بن شعبة و سپس بشير بن سعيد و بعد ابو عبيدهء جرّاح و بعد عمر بن الخطاب و سپس سالم مولى ابى حذيفه و معاذ بن جبل بودند .
فرمود : در بارهء اينان از تو سؤال نكردم ، آيا دانستى هنگامى كه از منبر بالا رفت اوّل كسى كه با او بيعت كرد كه بود ؟ عرض كردم : نه ، ولى پيرمرد سالخوردهاى كه بر عصايش تكيه كرده بود ديدم كه بين دو چشمانش جاى سجدهاى بود كه پينهء آن بسيار بريده شده بود ! او بعنوان اولين نفر از منبر بالا رفت و تعظيمى كرد و در حالى كه مىگريست گفت :
« سپاس خدايى را كه مرا نميرانيد تا ترا در اين مكان ديدم ! دستت را ( براى بيعت ) باز كن » .
ابو بكر هم دستش را دراز كرد و با او بيعت كرد . سپس گفت : « روزى است مثل روز آدم » « 4 » ! و بعد از منبر پائين آمد و از مسجد خارج شد .
على عليه السّلام فرمود : اى سلمان ، مىدانى او كه بود ؟ عرض كردم : نه ، ولى گفتارش مرا ناراحت كرد ، گوئى مرگ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را با شماتت و مسخره ياد مىكرد . فرمود : او ابليس بود . خدا او را لعنت كند .
ابليس از غدير تا سقيفه
( 1 ) پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد كه ابليس و رؤساى اصحابش هنگام منصوب كردن آن حضرت مرا به امر خداوند در روز غدير خم حاضر بودند .
آن حضرت به مردم خبر داد كه من نسبت به آنان از خودشان صاحب اختيار ترم ، و به ايشان دستور داد كه حاضران به غايبان برسانند .
( در آن روز ) شياطين و مريدان از اصحاب ابليس رو به او كردند و گفتند : « اين امت ، مورد رحمت قرار گرفته و حفظ شدهاند ، و ديگر تو و ما را بر اينان راهى نيست . چرا كه پناه و امام بعد از پيامبرشان به آنان شناسانده شد » . ابليس غمگين « 5 » و محزون رفت .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بعد از آن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به من خبر داد و فرمود : مردم در سقيفهء
هامش
( 4 ) اشاره به حيلهء شيطان نسبت به حضرت آدم عليه السّلام در بهشت است ، و خود شيطان بيعت ابو بكر را به آن تشبيه كرده است .
( 5 ) « ب » : مأيوس .