مسلمين از حقايق دينشان آگاه باشند ، و خيانتها و ضلالتهاى حاكمان غاصب مردم را به جهنّم نكشاند ، چنان كه امام صادق عليه السّلام مىفرمايد :
« علماء شيعتنا مرابطون في الثّغر الّذى يلى ابليس و عفاريته ، يمنعونهم عن الخروج على ضعفاء شيعتنا و عن ان يتسلّط عليهم ابليس و شيعته النّواصب » « 6 » ، « علماى شيعيان ما در مرزى هستند كه در سوى ديگر آن ابليس و دار و دستهاش هستند . اينان مانع از شياطين مى شوند كه به ضعفاى شيعيان ما حمله كنند ، و از اينكه ابليس و پيروان ناصبىاش بر آنان مسلّط شوند » .
سليم براى رسيدن به اين هدف ، پس از شناخت حقيقت ، ارتباط خود را با امير المؤمنين عليه السّلام و اصحاب گرامش سلمان و ابو ذر و مقداد و امثال آنان محكم نمود و از چشمهء پر فيض اهل بيت عليهم السّلام سيراب شد .
او به دور از چشم حاكمان ، آنچه از ايشان مىشنيد ثبت مىكرد و جزئيات وقايع تاريخى را سؤال مىكرد . در همان حال با صحابهء ديگر هم تماس مىگرفت و از آنان هم مىپرسيد ، تا بدين وسيله اسناد تاريخ را نزد دوست و دشمن محكم كرده باشد .
سليم در زمان عثمان
در سال بيست و سوّم هجرت ، عثمان به حكومت رسيد . در اين زمان سليم از اصحاب خاص امير المؤمنين عليه السّلام به شمار مىرفت و پنهانى به برنامهء خود در ثبت حديث و تاريخ ادامه مىداد ، در حالى كه ممنوعيّتهاى قبلى همچنان ادامه داشت و شدّت يافته بود .
در زمان عثمان ، سليم همچنان ارتباط قوى با ابو ذر و مقداد داشت در حالى كه سالها بين او و سلمان جدايى افتاده بود ، چه آنكه از سال 16 هجرى سلمان به مدائن رفته و در آنجا از دنيا رفته بود .
هامش
( 6 ) بحار الانوار : ج 2 ص 5 ح 8 .