تمام شدن روز نسبت به ما سرعت پيدا كند پس به سيرش داخل شب جمعه شود ، ظاهر آن است كه به نذرش وفا نشده ؛ براى آنكه تمام روز روزه گرفته نشده است .
( 1 )
مسألهء 10 - اگر با هواپيمايى كه سرعتش بيشتر از حركت زمين باشد سفر نمايد و از شرق به غرب بگردد ، پس ناگزير آفتاب بر او از مغرب زمين - عكس طلوع آن براى اهل زمين - طلوع مىكند .
پس آيا اعتبار در نمازها به طلوع و غروب آفتاب نسبت به او مىباشد - نه نسبت به اهل زمين - بنابراين ، مثلا نماز صبح را قبل از طلوع خورشيد از مغرب ، كه وقت غروب اهل زمين است ، مىخواند . و نماز مغرب و عشا را بعد از غروب آفتاب در افق شرقى ، مىخواند ؟ يا تابع زمين مىباشد ، بنابراين ، در وقت طلوع آفتاب از مغرب به اندازه چهار ركعت ، مختص به نماز عصر است سپس بين ظهر و عصر تا ماندن وقت براى چهار ركعت به زوال آن مشترك مىباشد پس اختصاص به ظهر پيدا مىكند و نماز صبح را بعد از غروب آفتاب كه آن وقت ، نسبت به اهل زمين بين الطلوعين است ، مىخواند سپس بعد از آن وقت اختصاصى عشا سپس نماز مغرب و عشا و بعد از آن وقت اختصاصى نماز مغرب داخل مىشود ؟ در آن اشكال است ، اگر چه بعيد نيست كه پيروى نمودن از اهل زمين لازم باشد پس در اوقات آنها نماز مىخواند .
( 2 )
مسألهء 11 - اگر با قمر مصنوعى به خارج جاذبه زمين سفر نمايد پس لا محاله وزنى در آنجا ندارد .
بنابراين ، اگر ايستادن بر سطح داخلى ممكن باشد به طورى كه پاهايش به سوى زمين باشد بايد در حالى كه جهت قبله را رعايت مىكند نماز بخواند و گرنه به صورت معلّق بين فضا نماز مىخواند .
پس اگر با اين حال ممكن باشد كه پاهايش به زمين باشد بايد چنين نماز بخواند و گرنه به هر صورتى كه برايش ممكن است و نماز در هيچ حالى ترك نمىشود . و در تمام احوال قبله يا طرف نزديكتر به قبله را رعايت مىكند . و با جهل به آن بر چهار طرف نماز مىخواند .
( 3 )
مسألهء 12 - اگر سوار قمر مصنوعى شود پس دور زمين را در يك روز و شب ، ده مرتبه دور بزند پس در هر دورى داراى شب و روز است بنابراين آيا در هر دورى از آن ، نمازهاى پنجگانه بر او واجب است
يا واجب نيست مگر پنج نماز در تمام دورهاى او كه موافق يك روز و شب زمين است ؟ ظاهرا دومى مىباشد ؛ ليكن از مراعات طلوع و غروب نسبت خودش ، چارهاى ندارد پس نماز صبح را قبل از يكى از طلوع آفتابها و نماز ظهر و عصر را بعد از ظهر يكى از روزها و نماز