منسوب و مستند مىشود .
ولى بعضى از تسبيباتى كه گاهى تلف به آن مترتب مىشود از آنچه كه به مسبب انتساب و استناد پيدا نمىكند مانند كندن چاه ، و انداختن چيزهاى ليز ( مانند پوست هندوانه ) به راهها و معابر و غير اينها اگر چه موجب ضمان و ديه بر مسبب مىشود ولى مانع از ارث نمىباشد پس كسى كه در راه ، چاه كنده است از قريبش كه در آن افتاده و مرده است ، ارث مىبرد .
( 1 )
مسألهء 3 - كما اينكه قاتل از ارث بردن از مقتول ، منع شده همچنين از كسى كه در طبقه بعد از او واقع شده حاجب نمىباشد
پس وجود او مانند نبودش است پس اگر كسى پدرش را به قتل برساند و داراى پسر باشد و پدرش اولادى غير از قاتل نداشته باشد ، پسر قاتل از جدش ارث مىبرد .
و همچنين است اگر اولاد مقتول در پسر قاتلش منحصر باشد ولى برادرهايى داشته باشد ، ارثيه او مال آنها مىباشد و مال پسرش نيست . بلكه اگر وارثى نداشته باشد مگر امام ( عليه السّلام ) ، امام از او ارث مىبرد ، نه پسرش .
( 2 )
مسألهء 4 - در مانع بودن قتل بين اينكه قاتل يكى باشد يا متعدد ، فرقى نيست
، و در صورتى كه قاتل متعدد باشد ، بين اينكه همهء آنها يا بعضى از آنها - نه بعضى ديگر - وارث باشند فرقى نيست .
( 3 )
مسألهء 5 - ديه در حكم مال مقتول است كه ديون او از آن پرداخت مىشود و اولا موارد وصيت او قبل از ارث ، از آن خارج مىشود .
سپس باقيمانده ديه مانند بقيه اموال ارث برده مىشود ، چه قتل عمدى باشد ، و از قصاص به ديه مصالحه شود ، يا شبه عمد يا خطايى باشد ، و چه آنچه كه در مورد صلح گرفته مىشود بيشتر از ديه يا كمتر يا مساوى باشد ، و چه آنچه كه گرفته شده ، از جنس ديه باشد يا نه .
و هر كسى كه به نسب و سبب از نزديكان او است حتى زوجين ، از ديه در قتل عمدى ارث مىبرد اگر چه زوجين حق قصاص ندارند ليكن اگر صلح و رضايت به ديه واقع شود زوجين سهمشان را از آن مىبرند ، البته كسى كه فقط از طرف مادر از نزديكان او مىباشد چيزى از ديه را ارث نمىبرد مانند برادر و خواهر مادرى بلكه بقيهء نزديكانى هم كه به وسيله مادر مىباشند مانند داييها و جدههايى كه از ناحيه او مىباشند ، ارث نمىبرند اگر چه در غير برادر و خواهر ، احوط مصالحه است .