تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
ببرد و عليه او اقامه دعوى نمايد ، حاكم بايد دعوى او را بشنود . و همچنين است اگر نزد حاكم ادعاى وكالت در دعوى از او بنمايد و نزد او اقامه بيّنه بر آن بكند . و اما اگر بدون بيّنه آن را ادعا نمايد پس اگر خصم را نزد او حاضر نكند يا حاضر نمايد ولى وكالت او را تصديق نكند ، دعواى او شنيده نمىشود . و اگر خصم او را در دعواى وكالت تصديق نمايد ظاهرا دعوايش مسموع است ليكن وكالتش از موكل ثابت نمىشود به طورى كه حجت بر او شود ، پس اگر موازين قضاوت ، به حق بودن مدعى حكم نمايد حق بر مدعى عليه لازم مىشود و اگر به حق بودن مدعى عليه حكم كند پس مدعى بر حجتش باقى است بنابراين ، اگر وكالت را منكر شود دعواى او به حالش باقى مىماند و براى مدّعى عليه يا وكيل مدعى است كه بر ثبوت وكالت ، اقامهء بيّنه نمايد و با ثبوت آن به بيّنه ، حق بودن مدعى عليه در ماهيت دعوى ثابت مىشود . ( 1 )

مسألهء 31 - اگر او را در دعوى و ثابت كردن حقش بر خصم وكيل نمايد

، بعد از اثبات آن ، حق قبض حق را ندارد ، پس محكوم عليه حق دارد از تسليم آنچه كه بر او حكم شده ، به وكيل خوددارى كند . ( 2 )

مسألهء 32 - اگر او را در استيفاى حقى كه او بر ديگرى دارد وكيل نمايد

، پس كسى كه حق بر عهده‌اش است او را انكار كند ، وكيل حق ندارد كه با او مخاصمه و مرافعه كند و اثبات حق بر عليه او بنمايد مادامىكه در خصومت ، وكيل نباشد . ( 3 )

مسألهء 33 - توكيل به جعل و به غير آن ، جايز است

و وقتى مستحق جعل در اول مىشود كه عمل مورد وكالت را تحويل دهد ، پس اگر او را در فروش يا خريد وكيل نمايد و برايش جعلى قرار دهد ، وكيل حق دارد به مجرد تمام كردن معامله ، آن را طلب نمايد اگر چه موكل ، ثمن يا مثمن را تحويل نگرفته باشد . و همچنين اگر او را در مرافعه و تثبيت حق وكيل نمايد ، به مجرد اثبات آن ، مستحق جعل مىشود اگر چه موكل آن حق را نگرفته باشد . ( 4 )

مسألهء 34 - اگر او را در گرفتن طلبش از شخص وكيل نمايد پس قبل از اداى آن بميرد

حق ندارد از ورثهء او مطالبه نمايد ، مگر اينكه وكالت شامل آن باشد . ( 5 )

مسألهء 35 - اگر او را وكالت دهد كه طلبش را از زيد بگيرد پس جهت مطالبهء آن نزد زيد برود و زيد به او بگويد : « اين درهم‌ها را بگير و دين فلانى را - يعنى موكل او را - بده »

پس او هم درهم‌ها را گرفت ، وكيل زيد در اداى دين او مىشود ، و مادامىكه طلبكار اين درهم‌ها را قبض نكرده باشد در ملك زيد باقى هستند ، و وكيل حق دارد به عنوان وكالت در استيفاى حق از طرف طلبكار ، آنها را بعد از گرفتن از مديون ( زيد ) ، خودش قبض نمايد مگر اينكه وكالت دادن مديون شامل قبض وكيل نباشند . پس زيد حق دارد مادامىكه آنها در دست وكيل است و قبض