كند و اگر به مردن قاتل و مانند آن احضارش ممكن نباشد ديهاش از او گرفته مىشود ، و اين در قتل عمدى است و اما آنچه كه موجب ديه است بعيد نيست كه حكم دين در او جارى شود ، به اينكه ضامن احضارش باشد و اگر آنچه را كه بر او است ادا كند ضمانش ساقط مىشود .
( 1 )
مسألهء 14 - ترامى كفالتها جايز است
؛ به اينكه يك نفر ديگر كفيل را كفالت كند و اين را كسى ديگر كفالت نمايد و هكذا و از آنجايى كه همه ، فروع كفالت اول مىباشند و هر كفالت لاحقى فرع كفالت سابقش است پس اگر صاحب حق ، كفيل اول را تبرئه كند يا كفيل اول مكفول اوّل را احضار كند يا يكى از آن دو بميرد همه برئ مىشوند . و اگر صاحب حق بعضى از افراد كفيل را كه در وسط قرار دارد تبرئه نمايد او و كسى كه بعد از او واقع شده - نه كسى كه قبل از او مىباشد - برئ مىشود . و همچنين اگر بميرد ، كسى كه فرع او مىباشد ، برئ مىشود .
( 2 )
مسألهء 15 - متعرض شدن براى كفالات مكروه است .
از امام صادق ( عليه السّلام ) است كه :
كفالت ، خسارت ، غرامت و پشيمانى است .