تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
قوت نيست . ( 1 )

مسألهء 16 - اگر لعان جامع شرايط از آنها واقع شد بر آن چهار حكم مترتب مىشود :

اول - بهم خوردن عقد ازدواج و جدايى بين آنها . دوم - حرمت ابدى ؛ پس اين زن بر اين مرد ابدا حلال نمىشود و لو اينكه به عقد جديد باشد . و اين دو حكم در مطلق لعان ثابت مىباشند چه براى قذف به زنا باشد يا براى نفى ولد . سوم - سقوط حدّ قذف از شوهر به سبب لعانش و سقوط حدّ زنا از زوجه به سبب لعانش ؛ پس اگر او را قذف نمايد سپس لعان كند و زن از لعان نكول كند مرد از حدّ قذف خلاصى پيدا مىكند و زن ، حدّ زن زانيه را مىخورد ؛ چون‌كه لعان مرد به منزلهء بيّنه است در اثبات زنا . چهارم - انتفاى فرزند از مرد - نه از زن - اگر براى نفى او با هم لعان نمايند ، به اين معنى كه اگر شوهر او را نفى كند و زن ادعا كند كه فرزند او است ، پس با هم لعان نمايند ، بين مرد و اين فرزند و همچنين بين اين فرزند و هر كسى كه از ناحيه پدرى به او انتساب دارد ، مانند جد و جده و برادر و خواهر پدرى و همچنين عموها و عمه‌ها توارثى نمىباشد ، به خلاف مادر . و كسى كه به وسيله او انتساب به او دارد حتى برادرهاى پدر و مادرى در حكم برادرهاى مادرى مىباشند . ( 2 )

مسألهء 17 - اگر بعد از آنكه براى نفى فرزند لعان نمايد ، خود را تكذيب كند در آنچه كه به ضرر او است - نه به نفع او - فرزند به او ملحق مىشود

؛ بنابراين ، اين فرزند از او ارث مىبرد ولى پدر از او و از كسى كه نزديك به او است ، ارث نمىبرد . و اين فرزند از نزديكان پدرش به اقرار او ارث نمىبرد .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 649 | السيد الخميني / اسلامى