تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
ضررى ندارد ، به اينكه مثلا بعد از يك ماه او را طلاق داده است يا بعد از گذشت مدتى كه به حسب عادت او مىداند كه از طهر اول و حيضى كه بعد از آن است خارج شده ، سپس خلاف آن معلوم شده است . ( 1 )

مسألهء 13 - مرد حاضرى كه پى بردن به حال زن از نظر طهر و حيض ، برايش غير ممكن يا سخت است مانند شخص غائب است

، كما اينكه شخص غائب اگر فرض شود كه به آسانى و بدون سختى مىتواند حال او را به دست آورد مانند شخص حاضر است . ( 2 )

مسألهء 14 - طلاق در زن يائسه و صغيره و حامله و مسترابه در طهرى كه با او در آن نزديكى كرده جاير است

و « مسترابه » زنى است كه در سنّ كسى است كه حيض مىبيند ولى به خاطر خلقت يا عارضه‌اى حيض نمىبيند . ليكن در زن آخرى شرط است كه از زمان دخول ، سه ماه گذشته باشد پس اگر قبل از آن او را طلاق دهد ، واقع نمىشود . ( 3 )

مسألهء 15 - در صبر كردن سه ماه در زن مسترابه ، شرط نيست كه كناره‌گيرى او به خاطر طلاق دادن او باشد .

پس اگر اتفاقا به سببى با او تا گذشتن سه ماه نزديكى نكرده باشد سپس تصميم بگيرد كه طلاقش را بدهد در همان حال صحيح است . ( 4 )

مسألهء 16 - اگر در حال حيض با او نزديكى كند طلاق او در طهرى كه بعد از آن حيض است صحيح نيست

بلكه بايد آن را در طهر ديگر بعد از حيض ديگر واقع سازد پس آنچه كه شرط است اين است كه زن با حيضى بعد از نزديكى استبراء شده باشد نه آنكه در طهرى غير طهر نزديكى واقع شود . ( 5 )

مسألهء 17 - در صحت طلاق تعيّن مطلقه شرط است

، به اينكه بگويد « فلانة طالق » يا اشاره كند به سوى او به نحوى كه ابهام و اجمال را بر طرف كند پس اگر يك زن داشته باشد و بگويد « زوجتى طالق » صحيح است . به خلاف آنكه دو زن يا بيشتر داشته باشد و بگويد « زوجتى طالق » مگر آن كه پيش خودش زن معينى را قصد كرده باشد ؛ پس آيا تفسير او به زن معينى بدون قسم قبول مىشود ؟ در آن تأمل است . ( 6 )

صيغهء طلاق

( 7 )

مسألهء 1 - طلاق فقط با صيغهء خاصى واقع مىشود

و آن قول او : « انت طالق » يا « فلانة » يا