اتفاق دارند پس اگر شوهر غايب باشد يا زوجه از او بر كنار باشد قول ، قول زن است با قسمش و بر شوهر است كه بيّنه بياورد .
و اگر زن داخل اهل و عيال شوهر باشد ظاهر آن است كه قول ، قول شوهر است با قسمش و زن بايد بيّنه بياورد .
( 1 )
مسألهء 17 - اگر زوجه حامله باشد و وضع حمل نمايد و حال آنكه طلاق رجعى داده شده
و در زمان وقوع طلاق اختلاف كنند پس شوهر ادعا كند كه قبل از وضع حمل بوده است و عدهاش به وضع حمل گذشته است پس نفقه ندارد و زن ادعا كند كه بعد از وضع حمل بوده است و بينهاى هم نباشد قول ، قول زن است با قسم ، پس اگر قسم بخورد استحقاق نفقه براى زن ثابت مىشود ؛ ليكن بر شوهر حكم به جدايى و عدم جواز رجوع به زن مىشود ، از جهت اينكه به اقرار مرد عمل شده باشد .
( 2 )
مسألهء 18 - اگر زن از مرد مطالبهء انفاق نمايد و مرد ادعا كند كه توانائى و تمكن و قدرت ندارد
، و زن او را تصديق نكند و ادعا كند كه توانگر و متمكن است قول ، قول مرد است با قسمش در صورتى كه زن بينه نداشته باشد . مگر اينكه قبلا صاحب ثروت بوده و ادعا كند كه اموالش تلف گشته و دستش بسته شده است و زن آن را انكار نمايد پس قول ، قول زن است با قسم و بر مرد است كه بينه بياورد .
( 3 )
مسألهء 19 - در استحقاق زن نفقه را ، فقر و احتياجش شرط نمىباشد
؛ پس زن بر شوهر حق نفقه دارد اگر چه بىنيازترين مردم باشد .
( 4 )
مسألهء 20 - اگر مالى نداشته باشد كه نفقه خود و زن و نزديكان واجب النفقهاش را وفا نمايد پس خود شوهر مقدم بر زنش مىباشد و زن بر نزديكانش مقدم است
پس آنچه كه از روزيش زياد مىآيد براى زن مصرف مىشود و به نزديكان داده نمىشود مگر آنكه از نفقهء زن هم اضافى آمده باشد .
( 5 )
نفقه نزديكان
( 6 )
مسألهء 1 - بنابر تفصيلى كه مىآيد - انفاق بر پدر و مادر و پدران و مادران آنها اگر چه بالاتر روند و بر اولاد و فرزندان آنها اگر چه پايينتر روند واجب است
- مرد باشند يا زن ، صغير باشند يا كبير ، مسلمان باشند يا كافر - و بر غير اين دو ستون از نزديكان واجب نيست اگر چه مستحب است خصوصا وارث از اقارب .