( 1 )
مسألهء 9 - بين ايجاب و قبول موالات و عدم فاصله معتنابه معتبر است .
( 2 )
مسألهء 10 - در صحت عقد تنجيز شرط است
؛ پس اگر آن را بر شرط و آمدن زمان معلق نمايد باطل است .
البته اگر آن را بر چيزى كه حقيقتا حاصل شده معلق نمايد كما اينكه اگر در روز جمعه بگويد : « انكحت ان كان اليوم يوم الجمعه » بعيد نيست كه صحيح باشد .
( 3 )
مسألهء 11 - در عاقدى كه صيغه را اجرا مىكند ، بلوغ و عقل شرط است
؛ پس عقد بچه و ديوانه و لو ادوارى باشد - در حال ديوانگى - اعتبار ندارد ، چه براى خود عقد نمايند يا براى غير خودشان .
و احوط آن است كه بنا گذاشته شود بر سقوط عبارت بچه . ليكن اگر مميز معنى را قصد كند و براى ديگرى به عنوان وكالت يا فضولى عقد نمايد و اجازه بدهد يا براى خود عقد نمايد با اذن ولى يا با اجازهء او يا خودش بعد از بلوغ اجازه دهد ، با احتياط تخلص پيدا شود . و همچنين قصد در او معتبر است ؛ پس عقد كسى كه سهو و اشتباه و مست نموده و امثال اينها ، اعتبار ندارد .
البته در خصوص عقد زن مست در صورتى كه بعد از افاقه پيدا كردن ، آن را اجازه دهد ، احتياط ترك نشود به اينكه عقد تجديد شود يا طلاق .
( 4 )
مسألهء 12 - در صحت عقد ، تعيين زوجين به طورى كه از غيرشان ممتاز شوند به اسم يا اشاره يا وصفى كه آن را ايجاب نمايد ، شرط است
؛ پس اگر بگويد « زوجتك احدى بناتى » يا بگويد : « زوجت بنتى فلانة من احد بنيك يا من احد هذين » باطل است .
ولى در جايى كه هر دو به حسب قصد مجريان عقد معين باشند و در ذهن آنها از همديگر جدا باشند ، ليكن در وقت اجراى صيغه آنها را معين ننمايند و چيزى هم از لفظ يا فعل يا قرينه خارج نباشد كه بر آن دلالت نمايد ، اشكال پيدا مىشود ، كما اينكه اگر گفتگو و قرار بگذارند بر تزويج دختر بزرگش براى پسر بزرگ او و ليكن در مقام اجراى صيغه بگويد : « زوجت احدى بناتى من احد بنيك » و ديگرى قبول كند .
ولى اگر گفتگو نموده و قرار بر يكى بگذارند پس عقد را بر او اجرا نمايند ، ظاهرا صحيح است كما اينكه بعد از گفتگو ، بگويد : « زوجت ابنتى منك » نه آنكه بگويد « زوجت احدى بناتى » .
( 5 )
مسألهء 13 - اگر اسم با وصف مختلف باشد يا اختلاف كنند يا يكى از آنها با اشاره باشد ، عقد تابع مقصود مىباشد
و آنچه كه به طور غلط و اشتباهى واقع شده لغو مىباشد ؛ پس اگر مقصود تزويج دختر بزرگ باشد و خيال شود كه اسم او فاطمه است و حال آنكه اسم دختر