و اما بدون اذن او دو قول است كه مشهورترين آنها جواز آن با كراهت است و اين قول اقوى است ، بلكه در زنى كه معلوم است كه بچه نمىآورد و در زن مسن و سليطه و بد زبان و زنى كه فرزندش را شير نمىدهد ، عدم كراهت ، بعيد نيست كما اينكه اقوى واجب نبودن ديهء نطفه بر او است اگر چه به حرمت آن قائل شويم .
و گفته شده كه وجوب آن بر او براى زوجه است و ديه ده دينار است و اين قول در نهايت ضعف است .
( 1 )
مسألهء 15 - براى هر يك از زوج و زوجه جايز است كه به جسد ديگرى - ظاهر و باطن آن - حتى به عورت ، نگاه كنند .
و همچنين مس هر كدام از آنها با هر عضوى از او به هر عضو ديگرى - با تلذّذ و بدون تلذذ - جايز است .
( 2 )
مسألهء 16 - نگاه كردن مرد به مثل خودش ( مرد ) به غير از عورت ، مادامىكه به تلذذ نباشد جايز است
چه « منطور اليه » پير باشد يا جوان ، خوش صورت باشد يا صورت زشتى داشته باشد ، و « عورت » ، عبارت است از قبل و دبر و دو بيضه . و همچنين در جواز نگاه كردن زن به غير از عورت ، از مثل خودش ( زن ) اشكالى نيست و امّا نگاه كردن بر عورت او حرام است مثل مرد .
( 3 )
مسألهء 17 - براى مرد جايز است كه به جسد محرمهايش غير از عورت در صورتى كه با تلذذ و ريبه نباشد ، نگاه كند .
و مقصود از محرمها زنانى هستند كه ازدواج با آنها از جهت نسب يا شير خوردن يا مصاهره ، حرام است . و براى آنها هم جايز است كه به غير از عورت ، از جسد او بدون تلذذ و ريبه نگاه كنند .
( 4 )
مسألهء 18 - نگاه كردن مرد به غير از صورت و دو كف دست زن بيگانه ، از مويش و بقيه جسدش بدون اشكال جايز نيست
- چه در آن تلذذ و ريبه باشد يا نه - . و همچنين است صورت و دو كف دست در صورتى كه به تلذّذ و ريبه باشد . و اما بدون آن ، دو قول بلكه قولهايى هست .
جواز آن مطلقا . عدم جواز آن مطلقا . تفصيل بين يك نگاه كه جايز است و تكرار نگاه كردن كه جايز نيست . و احوط قولها وسطى آنها مىباشد .
( 5 )
مسألهء 19 - نگاه كردن زن به مرد بيگانه جايز نيست
همان گونه كه نگاه مرد به زن بيگانه جايز نبود و اقرب آن است كه صورت و دو كف دست ، استثناء مىباشد .
( 6 )
مسألهء 20 - هر كسى كه نگاه كردن به او حرام است ، مسّ او هم حرام مىباشد
؛ پس مس مرد بيگانه زن بيگانه را و بر عكس ، جايز نمىباشد . بلكه اگر هم بگوييم كه نگاه كردن به صورت و دو كف دست از زن بيگانه جايز است ، مسّ صورت و دو كف دست او را جايز نمىدانيم . پس