تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
( 1 )

مسألهء 7 - اگر در جايى از راه بنشيند سپس از آن بلند شود ، پس اگر جلوس استراحت و مانند آن بود حقش باطل است

؛ بنابراين ، براى ديگرى جايز است كه آنجا بنشيند . و همچنين است اگر براى حرفه و معامله باشد و بعد از استيفاى مقصودش بلند شود و قصدش نباشد كه برگردد پس اگر به آنجا برگردد بعد از آنكه ديگرى جاى او نشسته باشد ، حق ندارد او را كنار بزند . و اگر قبل از استيفاى مقصودش از آنجا بلند شود در حالى كه قصد دارد به آنجا برگردد در ثبوت حق براى او ، اشكال است . البته تصرف در بساط او جايز نيست ؛ پس اگر بلند شود و لو به نيّت اينكه برگردد و بساطش را جمع كند ، ظاهر آن است كه براى ديگرى جايز است جاى او بنشيند و احتياط حسن است . ( 2 )

مسألهء 8 - ثبوت حق براى كسى كه جهت معاملات و مانند آنها نشسته است مشكل است

، بلكه ظاهر آن است چنين حقى ندارد ؛ ليكن مادامىكه در آنجا است مزاحمت او و تصرف در بساط او جايز نمىباشد . و اشغال اطراف او و لو اينكه او جهت قرار دادن كالا و ايستادن مشترىهايش به آن نيازمند باشد ، مانعى ندارد . و همچنين براى ديگرى جايز است كه در آنجا بنشيند به طورى كه جلوى ديد كالاى او را بگيرد يا مانع رسيدن معامله‌گرها شود . و او حق منع او را ندارد ؛ لكن احتياط خوب است و مراعات مؤمن مطلوب است . ( 3 )

مسألهء 9 - كسى كه براى معامله نشسته است جايز است كه به چيزى كه براى عابرين ضررى نداشته باشد روى جايش به لباس يا حصير و مانند اينها سايه بزند

و حق ندارد كه دكّه و مانند آن را در آنجا بنا كند . ( 4 )

مسألهء 10 - اگر در جايى از راه جهت معامله در روز بنشيند پس در يك روز ديگر ، شخص ديگرى بر او سبقت بگيرد

و جاى او را بگيرد اوّلى حق منع و مزاحمت او را ندارد . ( 5 )

مسألهء 11 - شارع عام و خيابان عمومى محقق نمىشود مگر به يكى از چند امر :

اول - به زيادى تردّد و راه رفتن و عبور قافله‌ها و مانند اينها در زمين موات است مانند جاده‌هايى كه در بيابانها و صحراها پيدا مىشود و با آنها از بلادى به بلادى مىروند . دوّم اينكه - انسانى ملك خودش را سبيل و خيابان قرار دهد و آن را راه دائمى براى رفت و آمد عموم مردم قرار دهد و بعضى از مردم در آن راه رفته باشند ؛ پس با اين وضع راه عمومى مىشود و كسى كه آن را سبيل قرار داده بعد از آن حق رجوع ندارد . سوم اينكه - عده‌اى زمين موات را جهت قريه يا شهر احيا كنند و براى آن راه نافذ بين خانه‌ها و مسكن‌ها بگذارند و درب‌ها را به روى آن راه باز كنند . و منظور از نافذ بودن اين است كه داراى ورودى و خروجى باشد كه مردم از طرفى وارد شوند و از طرف ديگر بيرون روند تا به جادهء عمومى يا به زمين موات برسند .