تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
( صلّى اللّه عليه و آله ) بين مهاجرين و انصار و كسانى كه به آنها ملحق شدند از اهل يثرب ، نوشت كه همسايه مانند خود است در صورتى كه ضرر رسان و بد رسان نباشد و احترام همسايه بر همسايه مانند حرمت مادر او است » « 1 » . ( 1 ) و شيخ صدوق به اسناد خود از امام صادق ( عليه السّلام ) و او از امير المؤمنين ( عليه السّلام ) و او از رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) نقل كرده كه فرموده : « كسى كه همسايه‌اش را اذيت كند خداوند بر او بوى بهشت را حرام مىكند و جايگاهش جهنم است و بد جايى است . و كسى كه حق همسايه‌اش را ضايع كند از ما نمىباشد » « 2 » . و از امام رضا ( عليه السّلام ) است كه : « از ما نيست كسى كه همسايه‌اش از آزار او در امان نباشد » « 3 » . و از امام صادق ( عليه السّلام ) است كه فرمود - و حال آنكه خانه پر از اهلش بود - : « بدانيد كه از ما نيست كسى كه حسن همجوارى با همسايه نداشته باشد » « 4 » . و از امام صادق ( عليه السّلام ) است كه فرمود پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرموده : « حسن همجوارى خانه‌ها را آباد مىكند و عمرها را به تأخير مىاندازد » « 5 » . پس بر هر كسى كه ايمان به خدا و پيغمبر خدا و روز آخرت دارد واجب است كه از هر چه كه همسايه را اذيت مىكند اجتناب كند اگر چه چيزى نباشد كه موجب فساد يا ضرر در ملك او شود ؛ مگر آنكه در ترك آن ، ضرر فاحشى براى خودش باشد . و شكى نيست كه مانند سوراخ ديوار كه موجب اشراف بر خانهء همسايه است ، اذيت به همسايه است و چه اذيّتى ؟ ! و همچنين است احداث آنچه كه از بو يا دود يا صداى آن اذيت مىشود . يا احداث چيزى كه از رسيدن هوا به او يا از تابيدن آفتاب بر او و غير اينها جلوگيرى مىنمايد . ( 2 )

مسألهء 18 - در تملك به احيا شرط است كه شخصى به وسيلهء تحجير بر آن سبقت نگرفته باشد

؛ زيرا تحجير براى تحجيركننده مفيد اولويت است . پس او نسبت به احيا و تملك مورد تحجير ، از غير خودش اولى مىباشد ؛ بنابراين ، حق جلوگيرى دارد . و اگر بر تحجيركننده زور بگويد و آن را احيا كند مالك آن نمىشود . و منظور از « تحجير » اين است كه آنچه دلالت بر ارادهء احيا نمايد احداث كند مانند قرار دادن سنگها يا جمع نمودن خاك يا كندن پايه يا فرو بردن تخته ، يا نى يا مانند اينها در اطراف و جوانب آن ، يا شروع كند در احياى آنچه را كه احياى آن را اراده نموده است ، كما اينكه چاهى از چاههاى قنات مندرس را كه احياى آن را اراده نموده است ؛ حفر كند زيرا كندن آن نسبت به بقيّه چاهها تحجير مىباشد . بلكه و نسبت به زمينهاى مواتى كه بعد از جريان از آب قنات آبيارى مىشوند ؛ پس كسى حق احياى آن قنات و احياى آن زمينها را ندارد . و همچنين است اگر بخواهد نيزارى را كه در آن آب و نى مىباشد احيا كند پس فقط شروع بقطع آب آن نمايد تحجير آن مىباشد و كسى حق ندارد كه به قطع نى آن ، آن را احيا كند . ( 3 )

مسألهء 19 - تحجير حتما علاوه بر دلالتش بر اصل احيا ، بايد بر مقدارى كه احيايش را اراده [ نموده دلالت نمايد ]

هامش
( 1 ) و ( 2 ) و ( 3 ) و ( 4 ) و ( 5 ) وسائل الشيعة ، ج 8 ، كتاب حج ،