تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
مقدار زيادى اول يا بيشتر از آن افزوده شود ، ضمان غاصب نسبت به زيادى اولى از بين نمىرود . ( 1 )

مسألهء 52 - اگر دانه‌اى غصب كند و بكارد يا تخم مرغ را غصب كند و جهت توليد جوجه مثلا زير مرغ خودش بگذارد

، زراعت جوجه مال مغصوب منه مىباشد . و همچنين اگر شراب را غصب كند و سركه شود يا عصير را غصب نمايد سپس نزد او شراب شود و پس از آن سركه شود پس آن ملك مغصوب منه - مىباشد نه غاصب - . و اما اگر حيوان نرى را غصب كند و بر ماده بيندازد و آن حيوان ماده بچه بياورد ، اين بچه مال صاحب حيوان ماده است اگر چه صاحب آن ، غاصب باشد ولى بايد اجرت حيوان نر را بدهد . ( 2 )

مسألهء 53 - تمام آنچه كه از ضمان و كيفيت آن و احكام و تفصيلات آن گذشت بر هر دستى كه به غير حق بر مال ديگرى سلطه پيدا مىكند ، جريان دارد

اگر چه دست عدوانى و غاصبانه و ظالمانه نباشد ، مگر در موارد امانتها - چه مالكى باشند يا شرعى همان طورى كه تفصيل را در كتاب وديعه دانستى - ؛ پس در همهء آنچه كه به معامله‌هاى باطل ، قبض مىكند و آنچه را كه به سبب جهل و اشتباه دست روى آن مىگذارد جارى مىشود كما اينكه كفش ديگرى يا لباس او را اشتباهى بپوشد يا چيزى را از دزد به اعتقاد اينكه مال اوست ، عاريه بگيرد . و غير اينها از چيزهايى كه از جهت كثرت شمرده نمىشود . ( 3 )

مسألهء 54 - همان طورى كه دست غاصب و آنچه كه ملحق به آن است ، موجب ضمان است - و اين ضمانت ضمان اليد نام دارد و تفصيل آن را در مسائل سابق دانستى - همچنين براى ضمان دو سبب ديگر نيز هست :

تلف نمودن و سبب شدن براى تلف . و به عبارت ديگر براى ضمان سبب ديگرى هست كه اتلاف باشد چه به مباشرت خود او باشد يا به تسبيب و سبب‌سازى او . ( 4 )

مسألهء 55 - اتلاف چيزى به مباشرت خود او واضح است

و مصاديق آن مخفى نمىباشد كما اينكه حيوانى را ذبح كند يا تيرى به آن بزند و آن را بكشد يا ظرفى را بزند و بشكند يا چيزى را در آتش بيندازد و بسوزاند و غير اينها از مواردى كه شمرده نمىشود . و اما اتلافى كه به تسبيب او باشد عبارت است از اينكه چيزى را ايجاد كند كه به سبب وقوع چيزى ، اتلاف بر آن مترتب مىشود مثل اينكه در معابر ، چاهى را بكند آنگاه انسان يا حيوانى در آن بيفتد . يا چيزهاى لغزنده و ليز را - مانند پوست خربزه و هندوانه - در راهها بيندازد . يا ميخى را در راه به زمين بكوبد و آسيب يا جنايتى بر حيوان يا انسان برسد . يا چيزى را در راه قرار بدهد و چارپا بر آن عبور كند و رم كند و صاحبش را زخمى نمايد . يا ناودانى را به طرف راه باز كند و به عابرين ضررى برساند .
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 335 | السيد الخميني / اسلامى