اطعام شصت مسكين .
( 1 )
مسألهء 1 - در بريدن و قطع كردن زن موى سرش را ، بين همهء آن يا قسمتى از آن به طورى كه عرفا صدق كند كه موى سرش را بريده و قطع كرده است ، فرقى نيست .
همان طورى كه بين اين كه در مصيبت شوهرش و مصيبت غير او باشد ، و بين قريب و بعيد فرقى نمىباشد . و اقوى آن است كه تراشيدن و سوزاندن آن به آن ملحق نشود اگر چه مخصوصا در اولى احوط است .
( 2 )
مسألهء 2 - در خراشيدن صورت ، خراش همهء آن معتبر نيست .
بلكه مسمّاى خراش كفايت مىكند ؛ ولى ظاهر آن است كه خون آوردن آن معتبر است . و خراشيدن غير صورت و لو اينكه خون بياورد اعتبار ندارد .
و پاره كردن لباسش اگر چه براى فرزند يا شوهرش باشد ، اعتبار ندارد كما اينكه اگر مرد صورتش را بخراشد و ( يا ) مويش را بكند و ( يا ) لباسش را براى غير فرزند و غير زوجهاش پاره كند اعتبار ندارد ؛ البته در فرزند بين پسر و دختر فرقى نيست ؛ و در اينكه شامل فرزند فرزند شود تأمل است .
و احتياط در فرزند پسر اين است . و ظاهرا شامل فرزند دختر نمىباشد اگر چه احوط است .
و بعيد نيست كه زوجه شامل زن غير دائمى هم بشود مخصوصا اگر مدت آن طولانى باشد .
( 3 )
احكام كفّارات
( 4 )
مسألهء 1 - عتق كافر در كفاره ، مطلقا كفايت نمىكند
؛ پس اسلام در او ، شرط است . و در كفايت كردن آن ، مرد و زن و بزرگ و كوچك كه در حكم مسلمان است به اين كه يكى از پدر و مادرش مسلمان باشد مساوى است . ليكن در كفارهء قتل ، ترك احتياط به عتق كسى كه بالغ است ، سزاوار نمىباشد .
و نيز شرط است از عيوبى كه موجب آزاد شدن قهرى او مىشود مانند كورى و جذام و زمينگير شدن سالم باشد ؛ و بقيه عيوب مانعى ندارند . پس عتق كر و لال و غير اينها كفايت مىكند و عتق عبد فرارى اگر چه جايش معلوم نباشد مادامىكه مرگ او را نداند ، كفايت مىكند .
( 5 )