باشد و پس از تلف مال بسبب تقصير خودش متوجّه شود ، و لو پيش از وقت حركت قافله باشد ، و يا بعد از گذشت موسم حج مالش تلف شود اگر چه به تقصير او نباشد ، در صورتى كه در وقت وجود آن مال ، ساير شرايط استطاعت هم جمع بوده وجوب حج بر او مستقرّ است .
( 1 )
مسألهء 25 - اگر به اعتقاد اينكه مستطيع نيست حج مستحبى انجام دهد
چنانچه اشتباه در تطبيق در مورد او ممكن باشد حج او صحيح است و از حجة الاسلام كفايت مىكند ، ليكن حصول اين اشتباه با اينكه به موضوع و حكم حج علم و توجه دارد ، مشكل است . و اگر امر استحبابى را بقيد استحباب آن انجام دهد ( كه اگر واجب بود انجام نمىداد ) از حجة الاسلام كفايت نمىكند و در صحت اصل حج او تأمّل است . و همچنين است اگر استطاعتش را بداند و سپس از آن غفلت نمايد . و اگر گمان كند كه حج فوريت ندارد و قصد استحباب كند ( از حجة الاسلام ) مجزى نيست و در صحت آن تأمّل است .
( 2 )
مسألهء 26 - مالى كه ملكيت آن تزلزل دارد ، در واجب شدن حج كافى نيست
، مانند اينكه شخصى با او معاملهء صلحى را انجام دهد كه براى طرف تا مدّت معينى خيار فسخ باشد ؛ مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه فسخ نمىكند ، ليكن اگر فرض شود كه فسخ كند معلوم مىشود كه مستطيع نبوده است .
( 3 )
مسألهء 27 - اگر بعد از تمام كردن اعمال حج ، مؤونهء برگشتش به وطن تلف شود
، يا آن مالى كه در وطنش او را كفايت مىكرد تلف شود - بنابراين كه داشتن مقدارى از مال كه او را بعد از برگشتن كفايت كند در استطاعت معتبر باشد - از حجة الاسلام او كفايت نمىكند تا چه رسد به اينكه قبل از تمام شدن اعمال تلف شود مخصوصا در آن موردى كه مؤونه تكميل اعمال حج را نداشته باشد .
( 4 )
مسألهء 28 - اگر استطاعت از راه اباحهء لازم و غير متزلزل پيدا شود
، حج واجب است و اگر براى وى به چيزى وصيت شود كه برايش كفايت مىكند پس به مجرد فوت وصيتكننده حج بر او واجب نمىشود كما اينكه قبول كردن وصيت ( هم ) بر او واجب نيست .
( 5 )
مسألهء 29 - اگر قبل از پيدايش استطاعت ، نذر كرده باشد كه مثلا در هر عرفه به زيارت حضرت ابى عبد اللّه الحسين ( عليهم السّلام ) برود
سپس مستطيع شود ، بدون اشكال بر او حج واجب است . و همچنين است حكم ، اگر نذر يا عهد نمايد مثلا به چيزى كه با حج تضاد داشته باشد ، و اگر واجبى با حج مزاحم شود يا حج مستلزم انجام فعل حرامى شود بايد ملاحظه شود كه نزد شارع مقدس كدام يك از آنها اهم مىباشد ( تا آن كه اهم است رعايت گردد ) .
( 6 )
مسألهء 30 - اگر زاد و راحله نداشته باشد و ليكن به او گفته شود : « برو به حج خرج خودت و خرج عائلهات بعهدهء من »
يا بگويد : « با اين مال به حج برو » و آن مال براى رفت و برگشت و براى عائلهء او كافى باشد ، حج بر او واجب مىشود و بين اينكه مال را براى حج ، ملك او كند