است ، هم از نظر مقدار و هم از نظر كيفيت ، پس بايد بوسيلهء دست و با رطوبت دست ، مسح نمايد ، بر خلاف جبيرهاى كه در موضع شستن بود .
( 1 )
مسألهء 3 - ظاهر اينست كه اگر جبيره تمام عضوى را هم خصوصا محل مسح را فراگيرد
احكام جبيره در آن جريان دارد ، و اگر جبيره بيشتر اعضاى وضو را فرا گرفته باشد ، احتياط به جمع بين وضوى جبيره و تيمم ، اگر بدون حائل ممكن است ، ترك نشود ، اگر چه كفايت تيمم تنها بعيد نيست . ولى اگر حائل تمام مواضع تيمم را هم گرفته باشد و تيمم بر بشره ممكن نباشد ، بايد فقط وضوى جبيرهاى بگيرد .
( 2 )
مسألهء 4 - اگر جبيره بعض قسمتهاى سالم عضو را گرفته باشد
، آن مقدارى كه معمولا براى بستن بيشتر جبيرهها لازم است ، حكم جبيره را دارد ، پس بايد روى آن دست كشيد و اگر بيشتر از مقدار معمول باشد ، در صورت امكان ، آن را كنار زده و قسمت سالم عضو را بشويد سپس آن را سر جايش بگذارد و روى آن دست بكشد . و اگر كنار زدن آن ممكن نباشد روى آن هم دست بكشد ، و احتياط با ضميمه كردن تيمم به وضوى جبيره ترك نشود .
( 3 )
مسألهء 5 - اگر به علت نجس بودن جبيره نتواند روى آن دست بكشد
پارچهاى را بطورى كه جزء جبيره محسوب شود روى آن قرار داده و بر آن دست بكشد .
( 4 )
مسألهء 6 - جراحت بازى كه شستن آن ممكن نيست
، بنابر اقوا شستن اطراف آن كفايت مىكند ، و احتياط مستحب اينست كه علاوه بر اين ، پارچهاى بر آن قرار داده و روى آن دست بكشد .
( 5 )
مسألهء 7 - اگر آب براى عضوى كه جراحت يا دمل يا شكستگى ندارد ، ضرر داشته باشد ، بايد تيمم كند
، ولى اگر براى قسمتى از عضو ضرر داشته باشد و شستن اطراف آن قسمت ممكن باشد ، ترك تيمم و جواز اكتفاء به شستن اطراف آن بعيد نيست ، اگر چه احتياط آنست كه تيمم هم بكند و اين احتياط ترك نشود . و احتياط بيشتر آنست كه پارچهاى روى آن قرار داده و دست بكشد و سپس تيمم هم بنمايد . و همچنين اگر جراحت يا شكستگى در غير اعضاء وضو باشد و ليكن استعمال آب در مواضع وضو ، به آن جراحت يا شكستگى ضرر مىرساند ، بايد فقط تيمم نمايد .
( 6 )
مسألهء 8 - در « چشم دردى » كه وضو براى آن ضرر دارد بايد تيمم كند
، و در صورت امكان شستن اطراف چشم ، بدون آنكه ضرر برساند ، بعيد نيست اكتفاء به آن « شستن »