تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
روزه گرفتن صحيح باشد ، اعتكاف نيز صحيح است ، ولى بافضيلت‌ترين اوقات آن ماه رمضان است و برترين ايام ماه رمضان دهه آخر آن است ( اكنون ) شرايط و احكام اعتكاف را بيان مىكنيم . ( 1 )

شرايط اعتكاف

( 2 ) براى صحيح بودن اعتكاف چند چيز شرط است : ( 3 )

اول : عقل

، بنابراين اعتكاف از شخص ديوانه اگر چه ادوارى باشد در زمان ديوانگى ، و از شخص مست و مانند او از كسانى كه فاقد عقل مىباشند ، صحيح نيست . ( 4 )

دوّم : نيّت

، و در آن بعد از معيّن كردن اعتكاف علاوه بر قصد قربت و اخلاص ، چيزى معتبر نيست و قصد وجه ؛ يعنى ، قصد وجوب يا استحباب ، مانند ساير عبادات ، لازم نيست ( و رعايت قصد وجه به اين صورت است ) كه در واجب قصد وجوب كند و در مستحب قصد استحباب نمايد ، اگر چه سومين روز اعتكاف مستحبى واجب مىشود . و بهتر است كه از آغاز نيّت ، ملاحظهء وجوب روز سوّم را بكند بلكه در روز سوّم نيّتش را ( به قصد وجوب ) تجديد نمايد ، و وقت نيّت در آغاز اعتكاف ، اوّل طلوع فجر روز اول است ؛ يعنى ، تأخيرش از آن جايز نيست . ولى جايز است كه در اوّل شب يا در بين شب ، اعتكاف را شروع كند و از همان زمان شروع نيّت اعتكاف مىكند ، بلكه احتياط آن است كه شب اوّل را نيز در اعتكاف داخل كند و از اوّل شب نيّت كند . ( 5 )

سوّم : روزه گرفتن

، پس اعتكاف بدون روزه صحيح نيست و لازم نيست كه روزه براى اعتكاف باشد ، بلكه روزهء غير اعتكاف هم كفايت مىكند ، چه واجب باشد ، چه مستحب ، خواه براى خودش انجام دهد و خواه از ديگرى به عهده گرفته باشد ، بدون اينكه فرقى بين اقسام اعتكاف و انواع روزه باشد ، حتّى صحيح است كه اعتكافى را كه نذر كرده يا براى انجام آن اجير شده است در ماه رمضان انجام دهد . اگر قرينه‌اى كه آن را منصرف به غير ماه رمضان كند در بين نباشد ، بلكه اگر اعتكاف در روزهاى معينى را نذر كند و روزهء نذر هم به گردنش باشد ، اگر روزهء نذرى را در ايام اعتكاف بگيرد ، مجزى است . ( 6 )

چهارم : اعتكاف بايد كمتر از سه روز و شبهاى ما بين آنها نباشد

، اما بيشتر از آن مانعى ندارد و محدود به حد معيّنى نيست ، اگر چه بعد از هر دو روز ، سوّمين روز آن واجب است . پس اگر پنج روز اعتكاف كند ، روز ششم واجب است و اگر هشت روز اعتكاف كند ، روز نهم بنابر احتياط واجب ، واجب است و همچنين . . . و روز از طلوع فجر
تحرير الوسيلة (فارسى) — صفحة 557 | السيد الخميني / اسلامى