بخواند ، بلكه بعضى از فقها گفتهاند : حتى اگر در آنجا ملكى كه قابل سكونت نيست ، هر چند يك درخت خرما يا مانند آن داشته باشد ، يا حتى اگر شش ماه - نه به قصد هميشگى بلكه مثلا به قصد تجارت - در آنجا اقامت داشته ، واجب است نماز را در آنجا تمام بخواند ولى اقوا اين است كه در هيچ يك از مواردى كه گفته شد ، حكم وطن جريان ندارد و در هر صورت حكم وطن با اعراض از وطن برداشته مىشود ، اگر چه احتياط اين است كه در اين موارد - خصوصا در صورت اوّل - هم مطابق حكم وطن عمل شود و هم مطابق وظيفه در غير وطن .
( 1 )
مسألهء 2 - ممكن است يك نفر ، در يك زمان ، دو وطن فعلى داشته باشد
به اين صورت كه دو محل را ، مسكن هميشگى خود قرار دهد و مثلا در هر سال ، شش ماه در يكى و شش ماه در ديگرى اقامت نمايد ، ولى داشتن بيش از دو وطن فعلى محل اشكال است و در اين مورد بايد احتياط مراعات شود .
( 2 )
مسألهء 3 - ظاهر اين است كسى كه تابع ديگرى است و در زندگى از خود ارادهء مستقل ندارد ، در وطن نيز تابع متبوع خود مىباشد
و وطن شخص متبوع ، وطن او شمرده مىشود ، چه صغير باشد - همچنانكه غالبا افراد صغير و كوچك تابع ولىّ خود مىباشند - يا شرعا كبير باشد همانطور كه گاهى فرزند پسر و در بسيار موارد ، دخترها - خصوصا در اوايل بلوغ - تابع مىباشند و ملاك و ميزان اين است كه شخص تابع باشد و استقلال نداشته باشد ( نه اينكه صغير يا كبير باشد ) ، پس چه بسا صغيرى كه مميّز است ، در اراده و زندگى استقلال دارد ، همچنانكه گاهى كسى كه شرعا كبير و بالغ است استقلال ندارد و اين اختصاص به پدر و فرزند ندارد ، بلكه ملاك ، تابع بودن است اگر چه تابع نزديكان ديگر يا تابع بيگانه باشد آنچه گفته شد ، مربوط به وطن غير اصلى است ، ولى در وطن اصلى احتياجى به اراده نيست زيرا وطن بودن وطن اصلى ، انتخابى و ارادى نيست . ولى در مورد اعراض از وطن اصلى كه با اعراض عملى حاصل مىشود ، آنچه دربارهء تابع و متبوع گفته شد ، جريان دارد .
( 3 )
مسألهء 4 - اگر در كوچ كردن از وطن اصلى مردّد شود
، ظاهر اين است ، مادامىكه از آنجا خارج نشده و اعراض ننموده است ، وطن بودن آنجا باقى است . ولى در وطن غير اصلى چنانچه به مقدارى كه عرفا بگويند : آنجا وطن او است ، در آنجا اقامت نكرده باشد ، بدون اشكال با آن از بين مىرود و اگر به مقدارى كه عرفا بگويند : آنجا وطن اوست ، در آنجا اقامت كرده باشد ، احتياط اين است كه بين احكام وطن و غير آن جمع نمايد ، اگر چه بنابر اقوا وطن بودن آن هم باقى مىماند .
( 4 )
دوم از قطع كنندههاى سفر ، تصميم بر اقامت ده روز پشت سر هم است
، يا بداند كه ده