او واجب باشد ، هر چند صدق كند كه اين سفر شغل و كار او است ، اگر چه احتياط آن است كه در سفر اوّل و دوّم جمع و در سفر سوّم ، فقط ، تمام بخواند .
( 1 )
مسألهء 22 - كسى كه شغلش در تابستان باربرى است نه در زمستان
، يا برعكس ، ظاهر آن است كه در حال شغلش واجب است ، تمام بخواند ، اگر چه احتياط آن است كه جمع نمايد . امّا كسانى همچون حملهدارها و مديران كاروانها كه در خصوص ماههاى حج مشغول سفر مىشوند ، ظاهرا قصر بر آنها واجب است .
( 2 )
مسألهء 23 - كسى كه شغلش مسافرت است
، اگر ده روز در وطن خود يا در غير وطنش - و لو اينكه نيّت هم نكرده باشد - بماند ، حكم كسى كه مسافرت شغلش مىباشد ، از او برداشته مىشود و بايد فقط در سفر اوّل ، بعد از آن ده روز ، نماز را شكسته بخواند - نه در سفر دوّم ، تا چه رسد به سفر سوّم - لكن كسى كه بدون قصد اقامت در غير وطن خود ده روز مانده است ، احتياطا در سفر اوّل جمع بخواند و ترك اين احتياط سزاوار نيست ، بلكه چه قصد اقامت كرده باشد يا نه ، هم در سفر دوّم و هم در سفر سوّم و كسى كه بدون نيّت يا با نيّت ، ده روز در وطن خود مانده باشد ، احتياط آن است كه هم قصر بخوانند و هم تمام .
( 3 )
مسألهء 24 - اگر كسى شغلش سفر نباشد ، لكن برايش كارى پيش آيد كه سفرهاى متعددى بكند
، بايد قصر بخواند ، مثل اينكه كارى در شهرى دارد كه احتياج به مسافرتهاى متعدّد داشته باشد ، بلكه همچنين است اگر منزل كسى تا حرم سيّد الشهداء ( عليه السلام ) [ كربلا ] به مقدار مسافت باشد و نذر كند ، يا بنا بگذارد كه هر شب جمعه به زيارت حضرت سيد الشّهداء ( عليه السلام ) برود و همچنين است اگر منزلش تا شهرى كه كار و شغلش در آن شهر است به مقدار مسافت باشد و هر روز به آن شهر مىرود ، ظاهر آن است كه در سفر و در شهرى كه وطنش نيست ، نمازش را بايد شكسته بخواند .
( 4 )
مسألهء 25 - چوپانى كه كارش چراندن [ مثلا گوسفندها ] است ، جزء كسانى است كه شغلشان سفر است
، چه جا و محدودهء خاصى داشته باشد يا نه و كسى كه براى كاسبى دورهگردى مىكند و جهانگردى كه براى خود وطنى انتخاب نكرده و شغلش گردش و سياحت است از همين قبيل هستند و ممكن است ، جهانگرد جزء صنف ششم باشد و در هر حال بر اينان تمام خواندن واجب است .
( 5 )
هشتم آنها - رسيدن به محلّ ترخّص است
، پس قبل از ترخّص ( از طرف وطن ) ، نبايد شكسته بخواند و منظور از حدّ ترخّص آن است كه اذان شهر را نشنود يا ديوار و شكلهاى آن