باقى مانده مسح كند و با آب جديد جايز نيست .
( 1 )
مسألهء 15 - بايد موضعى كه مسح مىشود خشك باشد
بطورى كه اجزاء آب از آن به دست ( مثلا ) منتقل نشود و امّا مسح پاها ، بنابر اقوا از نظر درازا مسح از سر انگشتان تا برآمدگى روى پا كفايت مىكند اگر چه مسح تا مفصل احتياط مستحب است و اما از نظر پهنا اندازه معينى ندارد بنابراين به هر اندازهاى كه مسح به آن گفته شود كافى است و افضل بلكه احتياط مستحب اين است كه مسح پا با تمام كف دست باشد ، و آنچه در مسح سرگذشت كه بايد خشك بوده و مسح با باقيمانده آب وضو باشد در مسح پاها نيز جارى است .
( 2 )
مسألهء 16 - احتياط ( مستحب ) آن است كه مسح با كف دست باشد
و اگر نتوانست ، آنگاه با پشت دست مسح نمايد و اگر اينهم ممكن نباشد با ذراع مسح كند ، اگر چه اقوا اين است كه اختيارا ( و بدون عذر ) نيز ، مىتواند با پشت دست بلكه با ذراع مسح كند .
( 3 )
مسألهء 17 - اگر رطوبت كف دست خشك شود
بايد از ساير مواضع وضو مانند ابرو ، محاسن و غيره رطوبت بگيرد و با آن مسح كند [ 16 ] و اگر گرفتن رطوبت از آن مواضع ممكن نباشد بايد وضو را اعاده كند و اگر به خاطر گرماى هوا و يا حرارت بدن اعادهء وضو مفيد نباشد . بطورى كه هر بار وضو بگيرد ، آب وضو خشك مىشود بايد با آب جديد ( آب غير وضو ) مسح كند .
و احتياط مستحب آن است كه اول با همان دست خشك و سپس با آب جديد مسح كند و بعد هم تيمم نمايد .
( 4 )
مسألهء 18 - در مسح بايد ماسح ( مثلا دست ) بر روى ممسوح ( سر ، پاها ) كشيده شود
، پس اگر بر عكس كند كافى نيست ولى حركت مختصر ممسوح ( سر ، پا ) ضرر نمىرساند .
( 5 )
مسألهء 19 - در مسح پاها واجب نيست انگشتان كف دست را روى انگشتان پا بگذارد
و تا حد معين ( برآمدگى روى پا يا مفصل ) بكشد بلكه اگر تمام كف دست را بر تمام روى پا بگذارد سپس كمى - به مقدارى كه مسح صدق كند - بكشد ، كفايت مىكند .
( 6 )
مسألهء 20 - در وقت ضرورت - مانند تقيه ، سرما ، درنده ، دشمن
، و آنچه كه به سبب آن از برداشتن مانع ( كه روى سر و پاها را گرفته است ) مىترسد - مسح بر مقنعه ، كفش ، جوراب و مانند آنها جايز است ، البته آنچه كه در مسح بشره معتبر بوده مانند آنكه مسح با كف دست و با رطوبت وضو و غير اينها باشد ، در مسح بر روى مانع هم معتبر است .