هامش
[ 15 ] رجوع شود به فرهنگ لغات .
[ 16 ] با توجه به مسأله 14 و 16 وقتى مىتوان از ابرو و محاسن و غيره رطوبت گرفت كه رطوبت تمام دست ، حتى دست چپ ، كف ، پشت آن و ذراع خشك شده باشد .
[ 17 ] يعنى در مقدمات آن نباشد بلكه به مجرّد وجود آن ، غصب تحقّق پيدا كند
[ 18 ] مثل انسان - حيوان
[ 19 ] شبهه محصوره يعنى مثلا بداند كه يكى از دو يا چند ظرف محدود نجس است و نداند كه آن نجس كدام است .
[ 20 ] يعنى داراى رجحان و مزيتى باشد .
[ 21 ] كسى كه بىاختيار بول از او خارج مىشود .
[ 22 ] كسى كه بىاختيار غائط از او خارج مىشود .
[ 23 ] به اصطلاحات . . . .
[ 24 ] به فرهنگنامه مراجعه شود .
[ 25 ] در خواب منى از او خارج شود .
[ 26 ] سورههائى كه سجده در آنها بواسطهء خواندن آيههاى سجده واجب است .
[ 27 ] يعنى طورى كند كه آب به آن راه پيدا كند .
[ 28 ] استبراء بخرطات همان استبرائى است كه بعد از بول كردن مستحب است .
[ 29 ] يعنى زنى كه به خاطر بالا بودن سنش ( 50 يا 60 سال ) خون حيض نمىبيند .
[ 30 ] كسى است كه نسبش به نضر بن كنانه برسد .
[ 31 ] به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود .
[ 32 ] قسمتى از روز گذشته را با قسمتى از روز بعد يك روز حساب كرده .
[ 33 ] يعنى با ترك عبادت احتياط كند تا وضعش روشن شود
[ 34 ] سورههاى چهارگانه كه آيهء سجده واجب دارند و قبلا توضيح داده شد .
[ 35 ] و ( 36 ) و ( 37 ) - به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود .
[ 38 ] كسى كه پىدرپى از او بول خارج مىشود .
[ 39 ] يعنى استحاضه قليله نسبت به متوسطه و كثيره ، و استحاضه متوسطه نسبت به كثيره در مرتبهء پائين و ضعيفتر است و لذا وظيفه در آنها هم نسبت به اعلى ضعيفتر است .
[ 40 ] نفاس نيست .
[ 41 ] قبلا توضيح داده شد .
[ 42 ] كسى كه حج بر او واجب شده و نرفته ولى فعلا پير و يا داراى مرضى است كه مأيوس از خوب شدنش است ، بايد نائب بگيرد .
[ 43 ] ترجمهء مفاتيح الجنان مرحوم محدث قمى ( ره ) ص 1066 نشر محمد
[ 44 ] و ( 45 ) به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود .
[ 46 ] كسى كه مطابق قرارداد ، تاوان خطاى ديگرى را بپردازد .
[ 47 ] غسل و كفن و دفن او را به عهده بگيرد .
[ 48 ] و ( 49 ) و ( 50 ) به فرهنگنامه اصطلاحات مراجعه شود .
[ 51 ] غسل و كفن و دفن او .
[ 52 ] گياهى است كه داراى گل هم مىباشد .
[ 53 ] مالى كه از ميّت باقى مانده است .
[ 54 ] حق جنايت عبارت از ديه و مانند آن است .