چنان كه ياد گرفتن اجزاء عبادات و شرايط و مبطلات و مقدمات آنها واجب است . اما اگر اجمالا بداند كه عمل او داراى تمامى اجزاء و شرايط و فاقد مبطلات مىباشد اين عمل صحيح است ، اگر چه تفصيلا نداند .
( 1 )
مسألهء 24 - اگر مقلد عباداتش را مدتى بدون تقليد انجام داده و مقدار آن مدت را نداند
، پس اگر به ياد داشته باشد كه آن اعمال را چگونه انجام داده و با فتواى مجتهدى كه به او رجوع كرده يا مىتوانسته مراجعه كند ، موافق باشد . عباداتش صحيح است . و گرنه اعمال گذشتهاش را به مقدارى كه علم دارد بر عهدهء او است ، بايد قضا نمايد ، اگر چه احتياط مستحب است كه به اندازهاى قضا نمايد كه بر برائت ذمهء خود يقين كند .
( 2 )
مسألهء 25 - اگر اعمال گذشتهاش را با تقليد انجام داده ولى نمىداند كه تقليدش صحيح بوده
يا نه بنا را بر صحت اعمال بگذارد .
( 3 )
مسألهء 26 - اگر مدتى از بلوغش بگذرد ، سپس شك كند كه آيا اعمالش را با تقليد صحيح انجام داده يا نه
جايز است در اعمال گذشته ، بنا را بر صحت بگذارد ، ولى براى اعمال آينده بايد تقليدش را تصحيح نمايد .
( 4 )
مسألهء 27 - در شخص مفتى [ 8 ] و در قاضى ، عدالت شرط است .
و عدالت به شهادت دو عادل و به معاشرتى كه موجب علم يا اطمينان است و به شيوع علمآور ثابت مىشود . بلكه عدالت به حسن ظاهر و مواظبت در امور شرعى و طاعات و حضور در جماعات ( مسلمين ) و مانند اينها ثابت مىگردد . و ظاهر آنست كه حسن ظاهر تعبدا [ 9 ] كاشف از عدالت است اگر چه موجب گمان يا علم به عدالت نباشد .
( 5 )
مسألهء 28 - عدالت صفت نفسانى ريشهدارى است
كه همواره انسان را به ملازمت تقوا - ترك محرمات و فعل واجبات - وادار مىكند .
( 6 )
مسألهء 29 - حكم صفت عدالت با ارتكاب گناهان كبيره يا اصرار بر صغيره زائل مىشود
حتى بنابر احتياط مستحب با ارتكاب صغيره ( بدون اصرار ) نيز چنين است و اگر توبه كند حكم صفت عدالت بازمىگردد به شرط آنكه ملكه عدالت باقى باشد .
( 7 )
مسألهء 30 - اگر شخصى فتواى مجتهدى را اشتباها نقل كند
بايد به كسانى كه از او ياد گرفتهاند ، اعلام نمايد .
( 8 )
مسألهء 31 - اگر در بين نماز مسألهاى پيش آيد كه حكمش را نداند
و در همان حال دانستنش هم ممكن نباشد ، بايد بنا را بر يكى از دو احتمال بگذارد ، با اين نيّت كه بعد از نماز مسأله را بپرسد ، و چنانچه خلاف واقع عمل كرده باشد ، اعاده نمايد . و اگر با چنين