( 1 )
مسألهء 5 - تقليد فقيه اعلم در صورت امكان ، بنابر احتياط ، واجب است .
و مقلد براى شناختن او بايد تحقيق نمايد و اگر دو مجتهد در علم مساوى باشند و يا مقلد نداند كداميك اعلم است . از هر كدام تقليد كند مخير است . و اگر يكى از آن دو مجتهد ورع يا عدالتش بيشتر باشد ، انتخاب او ، اولى و احوط است ، و اگر بين دو مجتهد مردد شود و احتمال دهد كه يكى معيّنا از ديگرى اعلم است ، احتياط واجب آن است كه از او تقليد كند .
( 2 )
مسألهء 6 - اگر مقلد نتواند اعلم را كه منحصر به يكى از دو نفر است ، تشخيص دهد .
در صورت امكان ، احتياط واجب آنست كه يا به احتياط عمل كند و يا به فتواى آنكه به احتياط نزديكتر است عمل نمايد . و در صورت عدم امكان ، در تقليد يكى از آنها مخير است .
( 3 )
مسألهء 7 - در مسأله وجوب تقليد اعلم ، شخص عامى بايد از اعلم تقليد نمايد .
پس اگر فقيه اعلم ، تقليد از اعلم را واجب دانست ، براى مقلد جايز نيست كه در مسائل فرعى [ 3 ] از غير اعلم تقليد كند . و اگر تقليد غير اعلم را جايز دانست در تقليد از او و غير اعلم مخير است . ولى اگر مجتهد غير اعلم ، تقليد اعلم را واجب نداند ، مقلد نمىتواند از مجتهد غير اعلم تقليد نمايد . البته اگر غير اعلم تقليد اعلم را واجب دانست مىتوان به فتواى او عمل كرد نه به خاطر آنكه قولش حجت است بلكه چون فتوايش موافق با احتياط است .
( 4 )
مسألهء 8 - اگر دو مجتهد از نظر علمى مساوى باشند
شخص عامى در رجوع به هر يك از آن دو مخير است . چنان كه جائز است در بعضى مسائل از يكى و در برخى ، از آن ديگرى تقليد نمايد .
( 5 )
مسألهء 9 - شخص عامى در طول مدتى كه از مجتهد يا اعلم فحص مىكند ، بايد احتياط كند
و در فرض دوم ( فحص از اعلم ) اگر اعلميت را [ منحصرا ] در بين چند نفر احتمال بدهد ، عمل به فتواى يكى از آنها كه به احتياط نزديكتر است كفايت مىكند .
( 6 )
مسألهء 10 - تقليد از غير اعلم در مواردى كه فتواى او با فتواى اعلم موافق باشد جايز است .
بلكه در مواردى هم كه معلوم نيست با هم اختلاف فتوائى داشته باشند ، تقليد از غير اعلم جايز است .
( 7 )
مسألهء 11 - در مسألهاى كه اعلم فتوا ندارد ، رجوع به غير اعلم جايز است .
و احتياط واجب آنست كه رعايت الاعلم فالاعلم را بنمايد .
( 8 )
مسألهء 12 - اگر مقلد از كسى كه صلاحيت فتوا دادن نداشته تقليد نمايد
سپس متوجه شود ، بايد عدول كند