فصل اوّل روايات و ادعاها
سرآغاز
سخن دربارهء مسألهء تحريف قرآن مستلزم بيان نمونههاى روشنى است كه ادعا مىشود دلالت بر تحريف دارد . و من به زودى طى صفحات آتى اين كار را انجام خواهم داد .
ليكن لازم است به اين مطلب اشاره كنم كه خواننده ، عمدهء روايات ادعائى را در جابهجاى كتاب خواهد يافت . و من در اينجا تنها به ذكر چند نمونه كه جوانب مسئله را منعكس مىكند ، اكتفا مىكنم به اميد آن كه خواننده به استقصاى ديگر نصوص ، افكار ، تحليلات ، و شواهد بپردازد ، تا كمكى باشد به دست يا بى به حق و آشكار شدن حقيقت .
نمونههاى روشن
1 - « ابن شاذان » روايت مىكند كه : « و رويتم : ان السورة لم يكن كانت مثل سورة البقرة ، قبل ان يضيع منها ما ضاع ، و انما بقى فى ايدينا منها ثمان آيات او تسع آيات » « 1 » .
« براى شما روايت شده است كه : سورهاى كه اينك موجود نيست به اندازهء سورهء « بقره » بوده است قبل از آن كه از بين برود از آن سوره آنچه كه از بين رفت . و تنها هشت يا نه آيه از آن سوره در دست ما باقى مانده است » .
2 - « مالك » دربارهء سورهء « برائت » مىگويد : « اوّل سوره وقتى كه ساقط گشت
هامش
( 1 ) الايضاح ، ص 221 و 222 .