آنقدر خوانده شده بود كه در خاطرها حك گشته بود و كمترين احتمالى به فراموشى آنها نمىرفت لذا ابن مسعود از نوشتن اين سوره اظهار بىنيازى كرده بود . و با توجه به تكرار اين سوره به دفعات در نمازهاى روزانه قرآنى بودن آن را مسلم گرفته در عين حال آن را ننگاشت « 1 » . به فرض هم كه ثابت شود ابن مسعود اين سوره را در مصحف خود نياورده است اين لطمه نمىزند ؛ چون قرآن بودنش از ضروريات دين و اجماع امت بر آن قائم است . و آيا ننوشتن سورهاى دليل عدم اعتقاد به آن است ؟ !
اصرار بر اتهام ابن مسعود براى چيست ؟
ما فكر مىكنيم اين همه تلاش در جهت اثبات نيامدن سورههايى از قرآن در مصحف ابن مسعود ، و نفى سوره حمد از نظر وى « 2 » ( و حتى ايجاد شبهه دربارهء ابى بن كعب و قرائت حمد ) ريشههاى سياسى داشته باشد . ابن مسعود با تصدى زيد بن ثابت براى توحيد مصاحف مخالفت داشت . وى همچنين با خليفه سوم مناقشاتى داشت ، همچنين وى حاضر نگرديد مصحف خود را تحويل دهد تا آن را بسوزانند . اينها رقبا و سوداگران سياست را بر مىانگيزد تا عدم صلاحيت ابن مسعود را نشان دهند و وانمود كنند كه ابن مسعود بعد از اين خطاى فاحش صلاحيّت ندارد متصدى نوشتن قرآن شود . - گرچه پيامبر دستور داده بود اگر آيات قرآن را تازه و شاداب مىخواهيد آن را از ابن مسعود فرا بگيريد .
اينجاست كه معناى سخن يزيد بن هارون مشخص مىگردد كه ابن مسعود وفات كرد قبل از آن كه قرآن را جمع كند . اگر يزيد مىتوانست ابن مسعود را تكفير كند اين كار را مىكرد . هر چند كه در سخن خود اشاره و گوشه چشمى به تكفير وى هم دارد .
« بسمله » از قرآن نيست ؟ !
ادعا مىشود كه قرّاء مدينه ، بصره و قراء و فقهاى شام ( عدهاى فقهاى كوفه را هم افزودهاند ) معتقدند :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
در هيچ جاى قرآن آيه قرآنى نيست - حتى در سوره حمد - و صرفا براى فاصلهگذارى ميان سور و تبرك به آن آمده است . اين عقيده
هامش
( 1 ) الجامع لاحكام القرآن ، ج 20 ، ص 251 .
( 2 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 79 .