است . و اين را غلطى از ابن اسحاق مىدانيم . . . » « 1 » . ليكن چرا غلط از ابن اسحاق باشد نه از عايشه ؟ ! 4 - در اخبار آمده است كه پيامبر - ص - ميان ابو عبيده جراح و سالم مولى ابو حذيفه پيمان برادرى بست « 2 » و در روايات ديگرى اين پيمان ميان سالم و ابو بكر ، نقل شده است « 3 » روشن است كه پيمان برادرى ميان دو شخص هم سن و سال منعقد مىگردد و نصوص تصريح مىكنند كه پيامبر اكرم عقد اخوت را ميان افراد هم سن و سال برقرار مىكرد « 4 » . خيلى غير طبيعى است كه پيامبر ميان يك شخص بزرگسال و كودكى عقد اخوت برقرار كند . و اين كار جز توهين به آن مرد بزرگ تلقى نمىگردد .
5 - آنچنان كه از بعضى روايات بر مىآيد سهلة بنت سهيل شير دادن به سالم را در حالى كه بزرگ باشد انكار كرد . پيامبر اكرم - ص - به وى خبر داد كه : مىداند . . . « 5 » و چيز ديگرى نيفزود . پيامبر اكرم در پاسخ خود نه مشكل سهله را رفع كرد و نه تعجب او را بر طرف نمود ؛ زيرا ظاهرا سهله پنداشته بود شير دادن به بزرگسال به صورت مستقيم و با تماس بدنى ميسر است . و سالم نامحرم بود . لذا نمىتوانست تماس وى را تحمل كند و فكر مىكرد چگونه ممكن است مرتكب چنين حرامى گردد ؟ ! اين احتمال كه غير مستقيم سالم شير وى را نوشيده باشد يعنى شير سهله را گرفته باشند و بعد سالم آن را نوشيده باشد گرهى از مشكل فوق را حل نمىكند ؛ زيرا پيامبر - ص - مىتوانست براى رفع تعجب وى بگويد : مقصود شير دادن غير مستقيم است .
ليكن پيامبر اين كار را انجام نداد .
( 6 ) و بالأخره چرا عايشه در احتجاج خود عليه زنان پيامبر - ص - از آيه رضاع كبير ، كه مجوز شير دادن به بزرگسالان است ، استفاده نكرد ؟ ! چرا وى به طرح قضيهء سالم مولاى ابو حذيفه اكتفا كرد ؟ چرا زنان پيامبر - ص - همين استدلال را هم از وى نپذيرفتند ؟
چرا آنان حكم رضاع كبير را مختص به سالم دانستند ؟ چرا عموميت حكم را در هر مورد
هامش
( 1 ) تأويل مختلف الحديث ، ص 314 .
( 2 ) طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 410 .
( 3 ) الاستيعاب ( در حاشية الاصابة ) ج 2 ، ص 70 . و تأويل مختلف الحديث ، ص 306 و 308 .
( 4 ) به كتاب ما : الصحيح من سيرة النبى الاعظم - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - ج 3 ، ص 60 مراجعه شود .
( 5 ) تأويل مختلف الحديث ، ص 308 .