در اسلامبول بود و در آن اوقات مأموريت تحديد حدود ايران و عثمانى را در جزو كميسيون مختلطى باتفاق سر - آرنولد ويلسون انگليسى و مرحوم اعتلاء الملك خلعتبرى يافت . بعد باز سفارت روس در طهران مشغول بود تا آنكه پس از انقلاب روسيه چندى شارژ دافر روس در تهران شد و بعد به پاريس رفت و چندى بعد در آنجا به كار تدريس فارسى در مدرسه السنه شرق زنده اشتغال پيدا كرد . از سال 1932 مسيحى در مدرسه مطالعات شرقى لندن « * » استادى زبان فارسى يافت و در سنه 1944 متقاعد شد ( يادنامه ايرانى مينورسكى ص الف و ب ) .
بطورى كه آقاى دكتر طاهرى نوشتهاند ، پروفسور مينورسكى پس از بازنشستگى ، در كمبريج گوشهنشينى اختيار كرد و سپس در سال 49 / 1948 در دانشگاه فواد اول در قاهره بتدريس اشتغال ورزيد . گرچه از اين تاريخ ببعد در كلاس درس شركت نكرد ، با اين حال ، تا آخرين لحظه عمر دست از پژوهش برنداشت . در سايه همين پشتكار بود كه وى بيش از دويست مقاله و كتاب از خود بجاى گذاشت .
مينورسكى به زبانهاى روسى ، فرانسه ، انگليسى ، فارسى ، آلمانى ، تركى و حتى ارمنى و گرجى تسلط داشت و اما بيشتر مطالب خود را به فرانسه و انگليسى نگاشت . همانطوريكه در پيش گفته شد وى تأليفات زيادى دارد كه از آن جملهاند :
1 . كتاب مربوط به « اهل حق » در سال 1922 ميلادى به زبان فرانسه .
2 . تاريخچه نادر شاه ( ترجمه رشيد ياسمى ) .
3 . سازمان ادارى حكومت صفوى ، با تحقيقات و حواشى و تعليقات بر تذكره الملوك . ( ترجمه مسعود رجبنيا ) .
4 . تصحيح حدود العالم
5 . سفرنامه ابو دلف
هامش
*Schoo Of Oriental And African Studies