( هيچ پيمبرى را نشايد كه اسيرى گيرد مگر اينكه بشدت بجنگد آنان متاع دنيا را مىخواهند و خداوند آخرت را مىخواهد . خداى ، عزيز و كار استوار است - سورهء انفال - آيهء 67 - 69 )
يا در مورد اجازتى كه به منافقان داد كه در جنگ « تبوك » شركت كنند .
« عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ . »
( خداى بر تو بخشود ، چرا به آنان اجازه دادى ( بايد اجازت نميدادى ) تا براى تو آنان كه راست مىگويند روشن گردد و دروغگويان را بشناسى . -
سورهء توبه - آيهء 43 )
همچنين قرآن بيان مىكند كه وظيفهء پيامبر تذكار به مردم است
« فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ ، لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ »
پس يادآورى كن ، هر آينه تو يادآورندهاى و بر آنان مسلط نيستى . سورهء غاشيه - آيهء 21 )
« وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً . أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ »
اگر پروردگار تو بخواهد ، همهء مردم روى زمين ، ايمان مىآورند . آيا تو مردم را به اكراه وا مىدارى تا ايمان آورند ؟ - سورهء يونس . آيهء 99 )
خلفاى راشدين كه تجسم فقه اسلام بودند ، اگر به مشكلى برمىخوردند كه در قرآن و سنت راه حلى براى آن نمىيافتند ، با جماعت مسلمانان مشورت مىكردند . عمر با بزرگ و كوچك و با زن و برده مشاوره مىكرد . كسى كه گسترش اسلام را در كرهء زمين در نظر بگيرد ، مىبيند سبب انتشار اسلام در بسيارى از اقطار جهان يا بازرگانى بوده است كه براى تجارت رفته بوده است يا جهانگردى كه به مسافرتى رفته بود يا كسى كه خانه و كاشانه را رها كرده به