و بدايعى كه در كتاب ناطق الهى با شيواترين عبارت و لطيفترين اشارت بيان شده است و مغزهاى بزرگ متفكر را در برابر عظمت پروردگار بزرگ ، به فروتنى رهبرى مىكند . ترا به خدا سوگند بگو : در دنيا چه سعادتى بالاتر از اطلاع به اسرار وجود است و والاتر از شناخت جنبههاى جالب خلقت و مصنوعات و ساختمان جهان ؟
يا از استفاده كردن از آن مصنوعات كه خداوند جهان در نهاد آن اشياء قرار داده است چه سعادتى بالاتر است ؟
علوم طبيعى اگر صحيح و بر اساس يقين استوار باشد با دين معارض نيست زيرا همه تفسيرهاى دانش طبيعى ، صحيح و مطابق حقيقت است .
دين ، در بوستان دانش رشد مىكند ، و دانش در آغوش دين مىشكفد .
دانشمند مىگويد : دانش طبيعى صحيح و دين صحيح توأمند . اگر هر يك از آن دو از ديگرى جدا شود ، هر دو نقش زمين مىگردند و مىميرند . انسان به وسيلهء دانش به زبان بيزبانى به خداوند عبادت مىكند و بوسيلهء دين با زبان گويا عبادت پروردگار را به جاى مىآورد . اگر انسان حقايق علمى و روح دين را با يكديگر جمع كند ، عقل و قلب با علم و دين او متحد خواهد شد . در آن هنگام است كه در زندگانى تعاليم اسلام تحقق يافته است .
« قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( بگو كسى آن را فرو فرستاده است كه رازهاى آسمانها و زمين را مىداند . سورهء فرقان - آيهء 6 )
اسلام قبول بىدليل مطالب و تقليد بىمنطق را بد مىداند . و انسان را به پيشرفت فرا مىخواند .