وقتى انسان جمعى را مىبيند كه به راست و به چپ مىروند و گفتگو مىكنند ، به آنان روى مىآورد و براى به دست آوردن خبر از آنان پرسشهايى مىكند ، و تا به حقيقت امر پى نبرد آرام نمىنشيند ، و اگر به واقعهء جالبى برخورد كند همهء حواس و عقل خود را به كار مىاندازد تا به جنبههاى شگفتانگيز آن معرفت يابد .
انسان داراى غريزهاى ديگر نيز هست كه با غريزهء آگاهى مربوط است و آن غريزهء تجزيه و تركيب است . انسان از كوچك و بزرگ ، وقتى دستگاه دقيقى مىبيند ، به باز كردن و بستن آن علاقمند مىگردد تا به اسرار آن پى برد ، و وقتى آن را از هم باز كرد مىخواهد دوباره آن را ببندد و اگر موفق شد ، آرامش خيال پيدا مىكند و بىاندازه شادمان مىگردد . اين غرايز طبيعى انسان را واميدارد كه خود را به خطر اندازد و با حوادث مقابله كند ، اگر چه به بهاى جانش تمام شود .
سفرهاى دور و دراز و مسافرتهاى سخت براى كشف مجهولات ، كوهنورديها ، رفتن در درون غارها ، غواصى در اعماق درياها و عزيمت به ستارگان براى كشف اسرار از اين جمله است .
بىشك اين غرايز و فطريات ، راه اكتشافات جغرافيايى و نيل به حقايق علمى را هموار ساخته است . انسان هنوز هم براى تسكين دادن روح ماجراجوئى خود ، براى شناختن مجهولات و گشودن طلسم آنها با همه خطرها مقابله مىكند و كوشش را ادامه مىدهد و به اين وسيله معناى خلافت الهى را از جانب خداوند ، در روى زمين تحقق مىبخشد و در تسخير كردن ناموسهاى هستى ، فروتنى و سپاسگزارى خود را نزد خداوند انجام مىدهد .
« أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »
« آيا نديديد كه خداوند آنچه را كه در آسمانها و در زمين است