و اعلم علم اليوم و الامس قبله * و لكننى عن علم ما فى غدمم « 1 »
يا بقول شاعر ديگر
ما فات فات و المؤمل غيب * و لك الساعه الّتى انت فيها . « 2 »
سپس طبيعتى كه ضمن مراحل تطور خود به انسان تصميم بخشيده است چرا نبايد وسيله محافظت از موانع را كه از خود طبيعت برميخيزد به او ببخشد ، مانند محافظت از سرما و گرما و گرسنگى و تشنگى و اندوه و نظاير ان ؟ بعلاوه طبيعت كه انسان نيز جزيى از انست ، به نحوى تركيب يافته است كه با زيان رساندن به خود ملازمه دارد و در آن وسيله حفظ از خويش گزند و جلوگيرى از آن ، بطورى كه او را حفظ كند تعبيه نشده است اى پيروان عقيده به تطور ، جواب بدهيد :
« نَبِّئُونِي بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . »
« 3 »
هامش
( 1 ) - من از دانش امروز و ديروز آگاهم ، ليكن از دانستن اينكه فردا چه اتفاق مىافتد كورم .
( 2 ) - آنچه از دست رفت ، رفت ، و آنچه آرزو ميكنى در عالم غيب است ، براى تو همين ساعت موجود است كه اكنون در آنى .
( 3 ) - از روى علم خبر بدهيد اگر راست ميگوييد . انعام 171