« وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ »
( و اين ، راه راست من است آن را پيروى كنيد و راههاى ديگر را ميپيمايد كه شما را از راه خداى پراكنده سازد ، سورهء انعام - آيهء 153 )
در مورد استقامت در زندگانى مىفرمايد :
« وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً »
( اگر در راه پايدارى كنيد به شما آبى گوارا نوشانيم . سورهء جن - آيهء 16 )
« إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ »
( آنان كه مىگويند پروردگار ما خداست سپس پايدارى مىورزند ، فرشتگان بر آنان فرود مىآيند و گويند بيم مكنيد و اندوهگين مباشيد شما را به بهشت مژده مىدهيم كه وعده داده شده است . سورهء هود - آيهء 112 ) .
خدا به پيامبر خود فرمود :
« فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ »
( هم آنسان كه به تو دستور داده شده است ، پايدارى كن . سورهء هود - آيه 112 )
انسان در نتيجهء نادانى كه در او اصالت دارد و در اثر لافزدن كه در نهاد اوست و عقل مغرورى كه دارد ، تعاليم الهى را ناديده مىگيرد ، و به خرد خود تكيه مىزند . پس ، نخستين شكل كه با آن روبهرو مىشود و انديشهاش را به خود مشغول مىدارد ، شكل وجود خود اوست و شكل وجود هستى . انسان نمىداند هستى ، خود به خود پديدار گرديده است ، يا سازندهاى آن را ساخته است ؟ آيا هستى قديم است و ازلى ، يا حادث . مدتى نزد خود پى راه حل مىگردد و در اين راه از چهار مرحله مىگذرد :
مرحلهء فطرت ، مرحلهء عقل ، مرحلهء فلسفه ، مرحلهء علم . ما اين چهار مرحله را كه بر انسان مىگذرد ، مورد بحث قرار مىدهيم ، تا روش انديشه آدمى را در حل