45 ) و نيز روايت است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تنهايى و خلوت با خدا را دوست داشت .
46 ) امّ سلمه گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در اواخر عمر همواره در حال برخاستن و نشستن و رفتن و آمدن مىگفت :
« سبحان اللَّه و بحمده ، استغفر اللَّه و اتوب اليه »
. چون علت آن را پرسيديم ، فرمود : از سوى خداوند دستور دارم ؛ سپس سورهء
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ
را مىخواند [ كه در آن دستور به تسبيح گفتن و استغفار كردن به آن حضرت داده شده است ] .
47 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : پروردگارم مرا به هفت چيز دستور فرموده است : مرا سفارش كرده كه در تمام كارهاى پنهان و آشكارم اخلاص ورزم ، و از كسى كه بر من ستم نمايد درگذرم ، و به هر كه مرا محروم سازد بخشش كنم ، و با هر كه با من قطع رابطه كرد رابطه برقرار سازم ، و سكوتم براى تفكر ، و نگاهم براى پند و عبرت باشد .
48 ) در روايت آمده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كفش خود را پينه مىزد ، و لباسش را وصله مىكرد ، و خود در خانه را باز مىكرد ، و شير گوسفندان را مىدوشيد ، و شتر را مىبست سپس شير آن را مىدوشيد ، و چون خادمش از آسياب كردن خسته مىشد به او كمك مىكرد و خود آسياب مىنمود .
آب وضوى شبش را خود تهيه مىكرد ؛ هيچ كس در شرم و حيا بر او پيشى نداشت ؛ هنگام نشستن تكيه نمىكرد در كارها به اهل خانه كمك مىنمود و با دست خود گوشت خرد مىكرد .
چون بر سر سفرهء غذا حاضر مىشد مانند بندگان مىنشست ؛ بعد از غذا انگشتان خود را مىليسيد ، و هرگز در اثر پرخورى باد گلو نزد .
دعوت هر كسى را - آزاد باشد يا بنده - مىپذيرفت اگر چه براى خوردن دست و پاچهء گوسفندى بود . هديه را قبول مىكرد گرچه جرعهاى شير بود و از غذاى هديه مىخورد ولى از غذاى صدقه نمىخورد . به چهرهء كسى خيره نمىشد . براى