آسمان برده شد ، جبرئيل رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را به مكانى رسانيد و خود از آن حضرت جدا گرديد ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى جبرئيل ، در چنين حالى مرا تنها مىگذارى ؟ ! جبرئيل گفت : به راه خود ادامه ده ، به خدا سوگند به جايى قدم نهادهاى كه بشرى به آنجا قدم ننهاده و پيش از تو هيچ بشرى سيرش به آنجا نرسيده است .
494 ) سلمان فارسى رحمه اللَّه گويد : جبرئيل به پيامبر گفت : سوگند به خدايى كه تو را به نبوت مبعوث كرد ، اين جا مقامى است كه هيچ پيامبر مرسل و فرشتهء مقربى به آن قدم ننهاده است .
495 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : [ در شب معراج ] سوار « براق » شدم و رسيدم به آن حجابى كه بعد از آن خداى رحمان بود ( بين من و خدا تنها يك حجاب فاصله بود « 1 » ) .
496 ) محمّد بن فضيل گويد : از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام پرسيدم : آيا هرگز رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پروردگارش را ديد ؟ فرمود : آرى ، با قلب خود پروردگارش را ديد ؛ مگر سخن خداى متعال را نشنيدهاى كه مىفرمايد : « دل آنچه را ديده دروغ نگفته است » « 2 » . او خدا را هرگز با ديدگان ظاهر نديد ولى با چشم دل ديد .
497 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : [ در معراج ] پروردگارم را [ به چشم دل ] ديدم و ميان من و او فقط جلال وى حائل بود .
498 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : مرا با خداوند وقتى هست كه هيچ فرشتهء مقرب و پيامبر مرسل و بندهاى كه خداوند دلش را به ايمان آزموده است قدرت تحمل آن حال را ندارد [ چه رسد به ديگران ] .
499 ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در ضمن حديث معراج فرمود : چون به آسمان هفتم رسيدم و تمام فرشتگان آسمانها كه همراه من بودند و جبرئيل و فرشتگان مقرب از
هامش
( 1 ) بايد توجه داشت كه منظور ، قرب معنوى است نه قرب مكانى .
( 2 ) نجم / 11 .