401 . على عليه السّلام در ضمن حديثى فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هر روز صبح وقتى آفتاب طلوع مىكرد ، سيصد و شصت بار براى شكر خدا مىگفت :
الحمد للَّه ربّ العالمين كثيرا طيّبا على كلّ حال .
« در تمام حالات و به طور پاكيزه و فراوان ، حمد و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان باد » .
عمل ديگرى از آن حضرت در شب نيمهء شعبان
402 . يكى از زنان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در شبى كه نوبت من بود آهسته از رختخواب بيرون رفت به طورى كه من نفهميدم . پس از آنكه بيدار شدم غيرت زنانه مرا در گرفت و پنداشتم كه در حجرهء يكى ديگر از زنانش رفته است ، ناگاه چشمم به آن حضرت افتاد كه مانند جامهاى كه بر زمين افتاده باشد ، روى انگشتان پا به سجده رفته و در حال سجده مىگويد :
أصبحت اليك فقيرا خائفا مستجيرا ، فلا تبدّل اسمى ، و لا تغيّر جسمى ، و لا تجتهد بلائى ، و اغفر لى .
« پيوسته به تو فقير و نيازمندم ، و هميشه از تو ترسان و به تو پناهندهام ، پس نامم را از زمرهء نيكان بر مگردان ، و جسمم را تغيير مده ، و به آزمون دشوارم ميفكن ، و مرا بيامرز » .
سپس سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت ، شنيدم كه اين بار مىگفت :
سجد لك سوادى و خيالى ، و آمن بذلك فؤادى ، هذه يداى بما جنيت على نفسى . يا عظيم ترجى لكلّ عظيم ، اغفر لى ذنبى العظيم ، فانّه لا يغفر الذّنب العظيم الّا العظيم .
« جسم و شبح من هر دو برايت سجده كرده ، و دلم به آن ايمان آورده ، اينك اين دو دستم [ كه در پيشگاهت به خاك افتاده ] در برابر آن جنايتى كه بر خود كردهام . اى خداى بزرگى كه اميد به انجام هر كار بزرگى به توست ، گناه بزرگ مرا ببخش ، كه جز خداى بزرگ ، گناه بزرگ را نيامرزد » .
سپس سر از سجده برداشت و براى بار سوم به سجده رفت ، شنيدم كه