تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
مثل آنان مثل طلاى نابى است كه هر چند آن را در آتش نهى و آتش را شعله ورتر سازى بر ميزان خوبى و خالص شدن آن افزوده گردد . و گروهى بر باطلاند و حق اندك چيزى از آن نكاهد ، من و اهل بيت مرا دشمن مىدارند ، مثل آنان مثل آهن است كه هر چه آن را در آتش افكنى و بر آن بدمى بر بدى و ناجنسى آن افزوده گردد ( و از حدّ آهن فراتر نرود ) . و گروهى مضطرب و متزلزلاند و بر آئين سامرى هستند و ليكن نمىگويند : لا مساس « بما دست نزنيد » بلكه مىگويند : لا قتال « جنگ نكنيد و دست از آن بداريد » ، پيشواى آنان عبد الله بن قيس اشعرى است ( 1 ) . 4 - محمد بن سويد اشعرى گويد : من و فطر بن خليفه بر امام صادق ( ع ) وارد شديم ، امام مقدارى خرما پيش ما نهاد و ما از آن خورديم و خود حضرت چند دانه‌اى به فطر داد سپس به او فرمود : حديثى كه از ابى الطَّفيل در بارهء ابدال براى من گفتى چگونه بود ؟ فطر گفت : از ابى الطَّفيل شنيدم كه مىگفت : از على
هامش
( 1 ) اشاره است به داستان جنگ صفّين و خوارج كه وقتى معاويه قرآنها را بر نيزه كرد فريب خورده و گفتند : ديگر جنگ جايز نيست و بايد دست بازداشت و حضرت على ( ع ) را مجبور كردند كه حكميّت را بپذيرد .
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 42 | الشيخ المفيد / حسين استاد ولي