5 - ابن مغيره گويد : من و يحيى بن عبد الله بن حسن خدمت امام ابى - الحسن ( ع ) بوديم ، يحيى به آن حضرت عرض كرد : فدايت شوم عدّهاى معتقدند كه شما علم غيب مىدانيد ؟ فرمود : سبحان الله ، دست بر سرم بگذار ببين كه - به خدا سوگند - هر موئى كه در سر و پيكر من است بر بدنم راست شد ! سپس فرمود :
نه - به خدا سوگند - آنچه مىدانيم نيست جز آنچه كه از رسول خدا ( ص ) به ارث بردهايم ( 1 ) .
6 - زراره از امام باقر يا امام صادق عليهما السّلام روايت كرده كه فرمود :
نزديكترين اوقات بنده به كفر آن وقت است كه با كسى برادرى و دوستى كند ولى پيوسته لغزشها و خطاهاى او را نزد خود بشمار آورد تا روزى برخ او بكشد و بدان سبب از وى عيبجوئى به عمل آورد .
هامش
( 1 ) مراد از علم غيب كه امام ( ع ) آن را از خود نفى مىكند مطالبى است كه جز خداوند كسى از آن آگاه نيست ، و الا خبر دادن از حوادث آينده و اسرار پنهانى ديگر و در سخنان و اخبار آن بزرگواران فراوان به چشم مىخورد .