ننموديد و آن بلاها به هيچ وجه از آنان دفع و ردّ نشد ؟ ! » .
راوى گفت : ما تا آن زمان به قدر آن روز مرد و زن گريان نديده بوديم .
6 - غياث بن ابراهيم گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : يك روز صبح امّ سلمه - رحمها الله - گريه مىكرد ، به او گفته شد : از چه مىگريى ؟ گفت : ديشب فرزندم حسين [ ع ] كشته شد ، زيرا از زمانى كه رسول خدا ( ص ) وفات يافته بود حضرتش را نديده بودم جز ديشب كه آن حضرت را بسيار لاغر و رنگ پريده و پژمرده و غمگين ديدم ، عرضكردم : اى رسول خدا چرا شما را رنگ پريده و غمگين مىبينم ؟ فرمود : ديشب يكسره مشغول كندن قبر براى حسين و ياران او [ عليهم السّلام ] بودم .
7 - محفوظ بن منذر گويد : پير مردى از بنى تميم كه در رابيه ( 1 ) سكونت داشت به من خبر داد كه : از پدرم شنيدم كه مىگفت : ما از شهادت حسين ( ع )
هامش
( 1 ) رابيه قسمت بلند زمين و تپه مانند را گويند ولى ظاهر كلام اين است كه آن نام محلى است .
و در كتاب مراصد و معجم ياقوت « زابيه » آمده ، و ممكن است « زاويه » باشد كه نام دهى است در بصره ، و مرحوم علامهء مجلسى نيز در كتاب جلاء العيون « زاويه » آورده است .