تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
4 - محمّد بن سلَّام گويد : از شريح قاضى شنيدم كه مىگفت : هر كس از برادر خود درخواستى كند هر آينه خويش را به بندگى سپرده است ، پس اگر حاجتش را برآورد وى را بندهء خود ساخته ، و اگر برنياورد او را خوار نموده است ، و در اين صورت هر دو خوار شده‌اند ، و اين به خوارى ردّ سؤال ، و آن بخوارى نياز خواهى . سپس اين شعر را خواند : « آن كس كه آبروى خويش ريخته در برابر آن هيچ چيزى عوض نتواند گرفت » . « چگونه مىتواند عوض بگيرد آنكه نزد تو آمده و درخواست نموده كه در اين صورت ذلَّت و خوارى ، و آبروى او را بهاى اين سودا قرار داده است » . 5 - مينا غلام عبد الرّحمن بن عوف زهرى گويد : عبد الرّحمن به من گفت : مينا ! آيا تو را بحديثى كه از پيامبر ( ص ) شنيدم خبر ندهم ؟ گفتم : چرا . گفت : از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : من درختى هستم كه فاطمه شاخه ، و
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 274 | الشيخ المفيد / حسين استاد ولي