20 - بكر بن صالح گويد : دامادم به امام جواد ( ع ) نوشت : پدرم مرد ناصبى بد اعتقادى است و از جانب وى با شدائد و زحماتى چند روبرو گشتهام ، در صورت صلاحديد در بارهام دعا كنيد ، و بيان فرمائيد كه نظرتان در اين باره چيست ؟ آيا با وى بدشمنى و پرخاش برخيزم يا مدارا نمايم ؟
حضرت در پاسخ نوشتند : نوشته ات را فهميدم و به آنچه در بارهء پدرت ياد كردهاى پى بردم ، و ان شاء الله در بارهء تو دست از دعا نمىكشم ، و مدارا براى تو بهتر از دشمنى و پرخاشگرى است ، و همراه با هر مشكلى آسانى است ، صبر را پيشه ساز كه عاقبت از آن پرهيزكاران است ، خداوند تو را بر ولايت آن كس كه ولايتش را پذيرفتهاى ثابت بدارد ، ما و شما در امانت خدائيم ، همان خدائى كه اماناتش ضايع و تباه نگردد .
بكر گويد : پس از آن خداوند دل پدر او را مطابق ميل وى برگرداند بطورى كه در هيچ چيز با او مخالفت نمىورزيد .
21 - ابو حفص عطَّار گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه از پدرش از
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢١١