سخنى در بارهء ارزيابى كتاب حاضر
بسمه تعالى
جملهء نغز و حكمت آميز مشهورى است كه : « خذوا العلم من افواه الرّجال » ( 1 ) « دانش را از زبان مردان دانش بگير » . شايد فلسفهء اين سخن اين باشد كه يك دانشمند بهترين چيزهائى را كه مىداند يادداشت مىكند ، و از ميان آنها بهترينش را حفظ مىكند ، و از ميان محفوظات خود بهترين آنها را براى گفتن انتخاب مىنمايد ، بدين جهت در موضوعات علمى ، مطالبى را كه يك دانشمند بر زبان مىراند غالباً مطالب ناب و برگزيدهاى است كه در طول مطالعات و درسها و تحقيقات و كنكاشهاى خويش بدست آورده است .
با توجّه بدين بيان ، نيمى از اهميّت و ارزش كتب امالى روشن مىشود ، زيرا اصولًا ارزش هر كتابى را مىتوان از دو راه شناخت ، يكى از نظر محتويات و موضوع ، و ديگر از نظر مؤلَّف و نگارنده .
خوشبختانه كتاب حاضر كه در صدد گفتگو از آن هستيم در هر دو بخش در
هامش
( 1 ) اين سخن به تعبيرى به همين مضمون از مصعب بن زبير نقل شده است ، رجوع شود به كتاب « المحاسن و المساوى » بيهقى صفحهء اول . و بحار الانوار ج 2 ص 105 از رسول خدا ( ص ) .