3 - يحيى بن امّ طويل ( 1 ) گويد : از امير المؤمنين ( ع ) شنيدم كه مىفرمود :
آيهاى در ميان اين دو جلد قرآن نيست جز اينكه مىدانم در شأن چه كسى و در كجا نازل شده ، در بيابان هموار يا در كوه . و همانا در ميان دو پهلويم علوم انبوهى نهفته است ، پس سؤالات خود را از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد ، كه اگر مرا از دست بدهيد هيچ كس را كه مانند من براى شما حديث كند نخواهيد يافت .
4 - ميسّر گويد : امام صادق ( ع ) به من فرمود : چه گوئى در بارهء كسى كه به هيچ وجه در امر و نهى خداوند نافرمانى او را نكند جز اينكه از تو و يارانت به علَّت پذيرش اين امر ( امامت ما خاندان ) بيزارى جويد ؟ گفتم : در حضور شما چه عرض كنم ؟
فرمود : بگو ، كه من به تو دستور دادهام بگوئى . گفتم : جاى چنين كسى در
هامش
( 1 ) وى از اصحاب و اطرافيان حضرت سجّاد ( ع ) است ، و ممكن است نام راوى بين او و حضرت امير المؤمنين ( ع ) افتاده باشد .