خداى متعال افتادم كه فرموده : « براى آنان پتكهائى از آهن است » ( 1 ) پس از ترس عقاب خداى متعال هوش از سرم پريد . پس سلمان او را به برادرى پذيرفت و شيرينى محبّت وى در راه خداى متعال در دلش افتاد ، و هميشه با او بود تا اينكه آن جوان بيمار گشت ، سلمان به بالين او آمد و كنار سرش نشست و او در حال جان دادن بود ، گفت : اى فرشتهء مرگ با برادرم به نرمى و مدارا رفتار كن .
ملك الموت گفت : اى ابا عبد الله من با هر مؤمنى بملايمت و نرمى رفتار ميكنم .
5 - سويد بن غفله از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده كه پيامبر اكرم ( ص ) فرمود : هيچ بندهاى به حفظ اوقات نماز و جريان و حركت خورشيد اهتمام نورزد جز اينكه راحتى وقت مرگ و قطع غم و اندوهها و نجات از آتش را برايش ضمانت كنم . ما زمانى شتر مىچرانديم و امروز جريان و حركت خورشيد را در نظر مىگيريم .
هامش
( 1 ) الحج : 21 .