اين همه گرفتاريها صبر كن تا به ديدار دوست بشتابى ، همانا ياران خود از بنى اسرائيل را ديدم كه با چه مصائبى در گذشته رو برو بودند ، با ارّه دو نيمشان مىكردند ، و به چهار ميخ مىكشيدند - و با دست خود بسوى شاميان اشاره كرد و گفت : - و اگر اين چهره هاى بدبخت و زشت مىدانستند آن عذاب و عاقبت شومى را كه در جنگ با تو در انتظار آنهاست هر آينه در اين كار كوتاه مىآمدند ، - و اشارهاى به عراقيان كرد و گفت : - و اگر اين چهره هاى سفيد و نورانى مىدانستند آن پاداشى را كه در طاعت تو برايشان آماده گشته هر آينه دوست مىداشتند كه با قيچى ريز ريز شوند ، درود و رحمت و بركات خداوند بر تو باد » . سپس از جايى كه بود غايب شد .
عمّار بن ياسر و ابو الهيثم بن تيّهان و ابو ايّوب انصارى و عبادة بن صامت و خزيمة بن ثابت و هاشم مرقال در ميان جمعى از شيعيان امير المؤمنين ( ع ) كه همگى سخن آن مرد را شنيده بودند برخاستند و گفتند : اى امير مؤمنان اين مرد كيست ؟ حضرت فرمود : او شمعون وصىّ عيسى ( ع ) است ، خداوند او را برانگيخته تا مرا در جنگ بر دشمنانش صبر و دلدارى دهد ، عرض كردند : پدر و
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١١٦